رتبم دقیقا به تلاشم میخوره، نه خودمو در دوران پاره کرده بودم (به جز ماه آخر که واقعا جر خوردم) نه نخونده رفته بودم. ۶ ۷ هفته آخروخونده بودم.
ولی رتبه ۲۰۰ و ۳۰۰ هم واقعا برای گرایش خوب تهران یا حتی هر شهر خوب دیگهای برای ارشد خوب نیس
ولی خداوکیلی برا من خوبه، جزو بهترین نتیجههای تحصیلیم محسوب میشه. چون درس خوندن هیچ وقت جزو کارهای فیوریت من نبوده و همیشه پشتش اجبار یا فشاری بوده. و واقعا سطح درسیم درحد همون ۱۴.۵ معدل کارشناسیمه. چون با درس خالی هیچوقت لذت کامل رو نبردم و بخش عمده درس حاشیه و روابط و بقیه چیزهاش برای من بوده
ینی دانشگا رو بخاطر روابط و محیط و خیلی چیزهای دیگه دوس دارم تا خود درسش. این مسائل هم عموما تو دانشگاهای خوب هس تا دانشگا آزادو اینا. و لازمش درس خوندنه.
هیچوقتم تو درس و دانشگا اختیار تام نداشتم، هرجا رتبم رسید رفتم تا اینکه هرجا دوس داشته باشم.
الان اگه بتونم گرایشمو فدای دانشگا کنم فک کنم خوب باشه هرچند احتمالش پایینه.
من سر کنکور امسال تا ۸۰ درصد انگیزه درسی که میخوندم فشار اطراف بود. حالا تصور کن منی که کلا هیچکی برام مهم نیس کاری که واقعا مورد علاقم نیس (درس خوندن) انجام میدادم و چه زجری کشیدم واقعا. ارزششو داش یا نه رو نمیدونم ولی یه کاری بود که باید انجام میشد.
ولی درکل بااینکه نه رتبم مورد قبول هدفمه، نه معلوم هس قبول میشم یا کلا پرونده ارشد بسته میشه، خوشحالم چون جزو بهترین نتایجی که کنکور آزمایشی میدادم شدم
کلا هم قضیه محول به خدا شده دیگه، هرآنچه خیر من توشه و خدا بااون از من راضیه. فارغ از خوشایند اطرافیان
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۹ ساعت
11:31 PM توسط star
|