روز به یاد ماندنی
۵شنبه ۲۴ مهر رو به عنوان روز بهیاد ماندنی نامگذاری کردیم.
صبح پنکیک درست کردم، ترکیب فوقالعاده شکلات صبونه با موز رو کشف کردیم. بعد رفتیم امپول بزنیم، بیمارستان شلوغ بود برگشتیم. رفتیم ترهبار بعدش احسان گفت آش بخرم؟! و اینگونه بود صبونه موردعلاقه جفتمون رو تو یه روز خوردیم. بعدشم احسان تصمیم گرفت تو ظرفای پیتزا که تازه خریده برای ناهار پیتزا درست کنه. انصافا خوشمزه شد. موقع ناهار اریاشهر دونفر رو دیدیم. بعد از ناهار هم برنامه به راه بود. قبل از ظهر هم یه ۵۰ دیقهای هم با نرگس ویدیوکال کردم. درحین ویدیوکال تصمیم به خوردن کباب گرفتم. احسانم از دیروز گفته بود مهمونم کن پاداش پابلیش محصول گرفتی. دیگه قرار شد شب بریم ریحانه برگ بزنیم.
عصر من مسجد رفتم بعدش اماده شدیم بریم ریحانه. اونجا که رسیدیم دیدم عه! داداششاینا هم هستن. فکر کردم اتفاقی اونا هم اونجان، که چون برای همه عادی بود فهمیدم عه! سوپرایز شدم 😀 دیگه ازینجا به بعد شروع شد. شام خوردیم. بعد دیدم به به، کیک و هدیه هم اضافه شد. دیگه حسابی احسان کلکبازی دروورد و چسبید. تولدم مبارک شد👩❤️👨✨