اعتراض به معاونت شرکت

با معاونت IT جلسه داشتیم. دربارره سایت. آخراش آدما شروع کردن اعتراضات رو عنوان کردن. منم حرف زدم. معاون IT هم خیلی گوش میداد، شتت منم گفتم. چندین مورد گفتم. کاری ندارم که تاثیر داره یا نه. ولی اینکه گوش داد خیلی ارزشمند بود.
بعدش مثه خر میلرزیدم و نمیدونم اینکه عنوان کردم بد شد یا نه. الان منتظرم مدیرم دعوام کنه چرا حرف زدی 😑😑

تولد و مهمونی‌بازی و کادو

یک موضوعی که مهمه و خیلیی اهمیت داره اینه که نرگس دارن میان و ۵تا تولد و روز مادر و پدر پیشرو هست و هزااراان خرید داریم که هر خرید هیچیی تو سبد خریدت نباشه، ۱.۵۰۰ رو باید بدی و باتوجه به اینکه من آدم خریدکنی نیستم، این مدت واقعاا از حجم خرید پاره شدم و نکته اینجاس که پول دارم، و خداروشکر حقوقم خوبه که میتونم اینکارا رو کنم، میخواستم از احسان بگیرم واقعاا ربع این خریدا رو نمیتونستیم انجام بدیم.

پسرر واقعا اوضاع بده، هرچی بگم کم گفتم، کم پیش میومد تا سبد خریدم تکمیل بشه اجناسی که تو سبد خرید بودن افزایش قیمت نداشته باشن

سختیای طراح بودن

یکی از کارای سخت اینه که مجبوری حرف‌چرت کارفرما رو که به‌نظرت از لحاظ اصول اشتباهه و به کاربر هم کمکی نمیکنه پیاده کنی.

شرکت

این موضوع که روند رو به کار کردن نیست اذیتم میکنه. هی شل میکنم برا کار کردن، ولی دوباره اوج میگیرم و هی کارا پیش نمشه. از سرعت شرکت بیشتر میشه و اعصابم خرد میشه. سیستم فشل. مدیرم سرش شلوغه و کارها رو پند تایید خودش میکنه

یادگیری: micro managment نکن. تعامل و با سرعت جریان راه رفتن رو یاد بگیر. صبر کردن یاد بگیر.