غرر میزنم بعدش دوباره خوب میشم.
1-اینقد همیشه مشغول و درگیر کارهای خودشه که کار سرکار داری نمیتونی گیرش بیاری، چون درگیر کارهای خودشه. طبیعتا به من ربط نداره و صرفا روی اعصابم رفته! :) همششش ریزریز داره تلفن حرف میزنه، دعوا میکنه، تلفنش هی زنگ میخوره. واقعا به من ربط ندارن اینا ولی حساس شدم. راهکار چیه؟
2- از این آدم بدم میاد، دلیلش؟ 1-حجم زیادی حرف بقیه. که چی کار کرده 2-همیشه درحال التماس کردن به توعه که کاری که وظیفه خودشه رو تو انجام بدی. چون بیشتر از اون میفهمی. 3-زیاااد حرف میزنه، هی چاپلوسی میکنه، هی میخواد خرت کنه که کار خودش رو انجام بدی. باهاش تسک مشترک دارم و باید تعامل کنم باهاش. ولی چون بدم میاد ازش هردفه اعصابم خورد میشه! :)) راه حل بدین چی کار کنم؟
الان خوب شدم دیگه. خداروشکر
هوا برفی طوره و باحاله مدلش
کاری که انجام میدم رو دوست دارم.
جلسه دارم با ادمای مختلف و من گرداننده جلسم
از آدما مطالبه میکنم بابت کارها
خدایا ممنونم