خدایا به قلب همه مردم آرامش بده. خدایا گره زندگی همه رو به بهترین حالت ممکنه باز کن. خدایا مریض‌ها رو شفا بده. خدایا ما رو از یاران امام زمان قرار بده. خدایا ظهور امام زمان رو نزدیک کن. خدایا من قلبم هرسری به ازای شنیدن رفتن هرکس ناراحت میشه. خدایا خودت می دونی که روزانه خبر رفتن چند نفر رو میشنویم. کمکمون کن. رفتن خیلی سخته، خیلی زیاد، کمک کن اینجا جای قشنگترین برای زندگی باشه. آدما مجبور نباشن برن. خدایا میترسم از روزی که همه رفته باشن، هیچکی نمونده باشه.

خدایا خیلی شکرت

خدایا ممنونم بخاطر آرامشی که بهم میدی که از استرس نمیرم. باعث میشه راحتتر بخوابم.

خدایا خیلی دوستت دارم

قلبم خیلی ناراحته. ینی غمگینه. از حدی که باید ناراحت باشم بیشتر ناراحتم. باید یه کاری کنم که هر فشاری که میاد، اندازه خودش بهم اثر بذاره. نه بیشتر.

الان ناراحتی زیادم از تمرکزم کم میکنه و نیاز به تمرکز زیاااد دارم من.

بزار فک کنم چی کار میتونم کنم؟

خداروشکررر که سالمم. خداروشکر.

این موضوع هم میگذره. مثل مریضیم و مثل همه عمر. نیلوجونم بهتره سلامتیت تو اولویتت باشه، نه هر اتفاق دیگه. نیلو جونم غصه نخور. واقعا ارزش نداره. فقط روزای الانت خراب میشن. نیلوجونم از شهریور و بهتر شدن هوا لذت ببر :**

یه شرایط قمار در اقربی شده که نگو و نپرس!

راهنما ایران نیس، مشاور جواب نمیده. جای ۲، ۱شنبه جلسه شوراعه. جلسه شورا باید درباره ایران نبودن راهنما نظر بده. هنوز مشاور تایید نکرده. بعد تایید مشاور، مدیرگروه همانندجویی بگیره. من سامانه درخواست بدم. که تو شورا تعیین داور شه. حالا آیا این هفته هفته آخر ترمه، یا هفته دیگه هم میشه تعیین داور شه، و من اصن مطمئن نیستم همانند جویی زیر ۲۰شه. از شرایط موجود است. من و راهنما در خود ریده‌ایم! زیرا اگر نشه، دیگهه نمیشه. یعنی کلا نمیشه. یعنی کلل ارشد نمیشه. یعنی ۳سااااال می‌پره..

برم دعا توسل بخونم گره‌ها باز شن.

با ما همراه باشید...

فردا اربعینه. صب باشگاه بودم، الانم فبم. خونه نامرتبه و باید کتابخونه رو سرهم کنیم و جاادویه جدیدا رو روی کابینت بچینیم و جاادویه نمک پاشارو پر کنم و تغییر چیدمان بدم. خونه جارو هم میخواد و بهتره کمدای اتاق هم مرتب بشن.

پایاننامم تا 2 3 روز دیگه باید تایید بشه، استاد مشاور و راهنما. تو حرف جفتشون میگن عجله کن، ولی تو عمل 2 3 هفته جواب نمیدن و بعد کلی پیگیری جواب میدن عجله کن :)))

دیزاین این هفته فعلا متوقف شده و دوست ندارم اینو. ولی مشغول پایاننامه بودم. دوست دارم تموم شه. نمرش مهم نیس. هیچی مهم نیس فقط تموم شه :))))))

میخوام ازمون پروداکت پلن برای بار دوم شرکت کنم ولی درنهایت نمیدونم میخوام برم یا نه... تازه پولیش هم کردن.

گفتم پولیش یادم اومدم ماشین کلی کار داره و انجام نمیدیم. صافکاری. رنگ. کارواش. تمیزکردن داخلش

نون هم یه هفتس تموم شده و گوشت باید بخریم.

فردا اربعینه. من همینطور که دیدین درگیر روزمره هستم. همینجور ادمایی که کربلان و دارن میرن و برمیگردن رو میبینم و اشک میریزم. امسال قسمتم نشد..

امروز رفتم استیم. تجربه باحال و جالبی بود. از لحاظ خودگذشتن به شدت معمولی بود

نتم امروز صبح تموم شد. 10 گیگ 3 روز.

مائده بعد 2روز جواب داده میگه جدول کد بفرس. فقطط میخوام تموم شه. ولی مائده خیلی کمالگراعه. مشاورم اصلا اینطوری نیست. اونم این فازه که فقط تموم شه! :) مائده میخواد کار خوبی دربیاد. ولی الان برای من خوب بودنش اصلا مهم نیس. چون نمیخوام phd اپلای کنم. چون کارم مرتبط نیس. چون فقط برا علاقه خوندمش. شاید احسان نبود زودتر از این حرفا تمومش کرده بودم و اپلای میکردم. انگیزه برا خوب بودنش داشتم. ولی ترکیب منو احسان برای مهاجرت خییلیی لخت و کنده. اون به کامفورت زونش علاقه داره و زندگی کارمندی موردعلاقشه. من اینقد قوی نیستم که هم خودمو هم اونو به تغییر بزرگ بخونم. خودمم جزوی ازین لختی شدم.

پونیشا چک کردم و دیدم سختتر از این حرفاس که پروژه به راحتی بگیرم. هم کلی پول باید بدم. هم اینکه تهش معلوم نیس پروژه ای بتونم بگیرم. تازه دارم وارد مرحله سخت پرزنت خودم و دنبال کار گشتن میشم.

کار روی پایان نامم اینجوریه که مثلا الان دارم سرچ میکنم چجوری table برا کدا رسم کنم. این سرچ تا 1 هفته هم میتونه طول بکشه. چون بدم میاد! :) درحالیکه تو 1 2 ساعت هم میشه جمع شه