وضعیت خرج ماه پیش‌ رو نوشتم‌. فایلش تکمیل شد بالای ۱۰۰ تومن شد.

این ماه هم فقط خرج ماشین، تمدید بیمه و به‌نام زدن ماشین ۱۴ تومنی شد. به‌طور دقیق بخوام بگم از کجا می‌خوریم اینه که داریم از سرمایه‌گذاری‌ها و ذخیرمون می‌خوریم.

وضعیت خودم رو بخوام بگم باز از احسان بهتره! قسط‌های این ماه رو ندادم. ولی خدارشکر‌ پروژه داشتم و درآمد داشتم.

امروز رفتم کار رو تحویل دادم و ۵تومن دیگه واریز کرد. همون موقع آرزو کردم تو ۴۰۳ یه پروژه بگیرم. که یجا ۵۰ تومن واریز کنه.

به‌شدت اعتقاد دارم حقوق احسان برکت داره. مستقل از ورودی، که از خرج‌هامون واقعا کمتره، خدارو هزااااررربار شکر که می‌تونیم اینقد اینقد در ماه خرج کنیم. انشالله سلامتی باشه، پول میاد و میره ارزش نداره

احساس میکنم حقم بیشتر بوده و اینا گولم زدن. درنتیجه با اینکه یکی از بهترین و تمیزترین دیزاین هام شده ولی همششش دارم بهشون فحش میدم.

منطقی نگا نکنی من قرارداد رو امضا کردم با شرایط اونا. اصلا حرف من به پشممشون هم نشد. درنتیجه باید پاش وایسم. ولییی نمیدونم چرا همش ناراضیم. حسم به اون آدما بده.

دلم میخواد اینقد دریادل باشم که قبول کنم اونا درحد همون گداصفت هستن و بگذرم. ولی چون فکر میکنم حقم رو خوردن نمیتونم بگذرم. نیلوجون ذهنت رو بیشتر از این درگیر نکن و رها و آزاد باش. لذت ببر از دیزاینت از اشتباهت درس بگیر و بگذر. دنیا ارزشش رو نداره سر گاصفتیه آدما اینقد حرص بخوری

دلم برا فب تنگ شد. امروز ساعت حدود ۵. روز بلند. بعد یه روز کاری درحالیکه هوا روشنه با احسان برمی‌گردیم خونه..

البته امروز تون روز نبود. چون احسان زودتر اومد خونه بخاطر گلودرد و سرماخوردگی

یه مساله‌ای که دارم، شب‌ها ساعت ۱۰ به بعده

اینقد خسته‌م که نه کار جسمی می‌تونم کنم، نه ذهنم برای شروع فعالیت جدید یاری می‌کنه. زودتر از ۱۱ هم دوس ندارم بخوابم.

باید براش طوری برنامه بریزم که کاری که ذهنم دوس داره انجام بدم. چون اتلاف وقتی که در درازمدت اتفاق میوفته زیاده.

الان دوست دارم تو جنگل باشم. وزش باد، سکوت، سیاهی، آسمون پرستاره، یه‌ذره ترس، صدای یه حشره ششاید سوسک، مه، کمی سرما، قدم زدن روی خاک نمدار و بوی رطوبت. پرواز یه‌سری حشره دروبرت

احتمالا صدای حرف زدن و خندیدن و شوخی‌های بی‌نمک بقیه. حس فلسفی که اونجا به آدم دس میده. آتیش. شراره‌هاش. صدای تق‌تق‌ سوختن چوب‌ها، نورش. نگاه کردن به سوختن چوب‌ها. جابجا کردن چوب‌ها و اضافه کردن بهشون

نفس کشیدن، نفس عمیق کشیدن. حس زندگی..

بعد از یک سال و نیم زندگی مشترک، بالاخره پلاک تهرااان 😂😂😂💪💪💪💪

وای پسر پتانسیل دارم همه رو بدررمم.

با این گروه آدم بد حرف میزنم و ذهنیتم بده.

پست احمق هم اومده دم خونه و تایید نکرده. دلم میخواد پااارشش کنم.

فکر کنم همون قضیه خونه موندنه که به مدل جدید خودش رو بروز میده. خشم!

چونکه کونم خیلی سوخته

با یه شرکت قرارداد بستم برای طراحی. مدیرشون خیلی گداصفته. کار رو دیده، قیمت و تعداد روز و قرارداد بهش دادم. بعد دو هفته زنگ زدن جلسه حضوری، یه هفته بعد من تونستم برم.

ترفندش اینجوریه، از کار من کلی تعریف میکنه بعد میگه ادامای دیگه‌ای هم هستن که قیمت پایینتر دادن. و چونه میزنه. موقع هزینه دادن من کارو کم کرد قیمت جدید دادم بعد باز رو اون چونه زد و پرداختی خیلی بد.

من راستش قبول کردم. شاید از کم تجربگیم بود.

الان اینجوریه هم پرداختی رو عقب انداخته و نداده. هم حجم کارو زیاد کرده.

اینطوریه یه دفتر اجاره کرده ۲نفر استخدام کرده. پشه می‌پرونن.

جلوت میخنده و میگه میخوام راضی باشی باهم کار داریم. ولی کلا پشت پرده کاری نمیکنه.

۸صفه هم قرارداد سخت داد امضا کنم. منم امضا کردم.

حالا من کونم سوخته کرده تو پاچم. به‌نظرم طرف خیلی گداصفته. هم کار خوب میخواد هم پول نمیده هم برده‌داری میکنه. کلا ویژگی‌هاش به‌نظرم خوب نیس. احتمالا تجربه بشه با کسی که زیاد چونه بزنه و اولش بفهمم دبه‌دراره دیگه کار نکنم

فروردین امسال 98 و خورده‌ای میلیان تومن وجه رایج کشور خرج کردیم! و خدا بده برکت :)