با ۲تا از همکارای سرکارم رفتیم تمرین موتور، کجا؟ خیابون با شیب بسیار زیاد، موتور ازین طرح وسپاها بود، بعد از آموزش اول من نشستم، یکم برای من سنگین بود و کنترلش تو شیب سخت بود. راه حلم برای این موضوع، سرعت کم بود طوریکه مجبور نشم پام رو زمین بذارم. تو دور زدن ولی به چالش خوردم، با اینکه دور گرفته بودم که دو فرمونه نشه، ولی درنهایت لحظه آخر به جدول خوردم. سرعتم کم بود ولی با برخورد به جدول از بغل افتادم و موتور افتاد روم 😕
اول ترسیدم. دوم برا موتور همکارم سکته زدم چیزیش نشده باشه، سوم برا وقتی که همکارام مجبور بودن بیشتر وایسن عذاب وجدان گرفتم. چهارم موبایلم شرکت بود و لباسام افتضااح شده بودن. پنجم کمرم درد گرفته بود.
عکسالعمل اولم انکار بود و پاشدم وایسادم. یکم گذشت دیدم نه بخوابم رو زمین. بعد زمین سرد بود گفتم بشینم. بعد ترسیده بودم بابت بقیه. بعد ترسیدم بابت ناقص نشدنم. شرایط اینطوری بود که ۷۰ درصد نگران بقیه چیزا بودم، ۳۰ درصد نگران آسیب خودم. تهش تسلیم شدم. گفتم زنگ بزنین آمبولانس کمرم خیلی درد داره.
از زحمت بقیه که خیلی زیاد بود بگذریم، از عکسالعمل مدیرم که بسیاار عصبانی بود و نگران شده بود درحد مرگ بگذریم از استراحت مطلقای خودم، هزینه اسنپای رفتوآمدم تا ۲هفته بعدش و احسان که خیلی همکاری کرد این مدت بگذریم، از آسیب کمرمم بگذریم. میخوام دلیلی که باعث شد این کارو انجام بدم بگم.
تو کتاب فقر احمق میکند، میگه که یه نفر که پول نداره، نسبت به کسی که پول داره تصمیمهای پرریسکتری میگیره. احتمال اینکه قمار کنه بیشتره، چون تو قمار ۵۰درصد احتمال برنده شدن هست و اون ۵۰درصده اگه بشه، میتونه قسط سر ماهش رو پرداخت کنه.
من میانگین روزانه ۲.۵ ساعت تو مسیر خونه و سرکار هستم. راهحلهای کم شدن مسیر رو خیلی بررسی کردم. ترافیک غرب به شرق صبح، و شرق به غرب عصر چیز جدید و قابل حلی نیست، نیمه دوم سال هم باشه که نورعلی نور. راهحل من برا کمتر شدن مسیر ۲تا چیز بودن عوض کردن خونه و یا با موتور جابجا شدن.
صبح ۶.۱۵م بشه ۶.۳۰ بالای ۱ ساعت تو راهم. دور از جون یه صبح خسته باشم بخوام بیشتر بخوابم، ۷ حرکت کنم، ۱.۵ ساعت طول میکشه سرکار برسم.
صبح اینقد مسیرم زیاده، خسته میشم ولی تازه صبحه و باید با انرژی کار کنم،
عصر یه روز خونه مامانینا بخوام برم هم باید از سرکار زودتر حرکت کنم که دیر نرسم هم هرموقع میرسم دیره و باید بشنوم دیر رسیدی و محل کارت خیلی دوره. سوالات دورهای اینقد سرکار هستی خسته نمیشی هم که هست.
کار یه روز بیشتر بخوام بمونم عزا باید بگیرم چون تا برسم خونه میشه ۸ ۹ شب و تازه وظایف خونه شروع میشه.
پول اسنپم همیشه زیاده و کاری نمیتونم بکنم. مثلا ۲۷۰ اسنپ میدم، ۱.۵ هم تو راهم :)
وقتی شرایط اینجوری باشه اینکه چنین تصمیمی گرفتم غیر منطقی نیست.