میگف با خودم غریبه شدم، با خودم دیگه حرف نمی‌زدم. نمی‌تونستم خونه و جامعه رو تحمل کنم. نه اینکه خونواده منو نپذیره، نه! من نمی‌تونستم برم سمتشون. اینکه آدم با خودش غریبه بشه دیگه خودشم نمی‌شناسه، چه برسه خانواده ..

.

.

‌.