از مترو پیاده شدم، دقیقا روبهروی در مترو نشستم رو زمین به دیوار تکیه دادم و زدم زیر گریه!!!!! نمیدونم چقد ولی اینقد گریه کردم و بلند هم زار زدم یهو دیدم چندتاا آدم دورم جمع شدن گفتن چیه و چی شده و بیا خوراکی بخورو ایناا. یکی هم اون وسط میگف مامان من مشاوره اگه کمک میخوای بگو :))))))) که دیدم جای خوبی برا گریه نیست. البته یه رب بیس دیقهای کامل هق زده بودم بعد اینا اومدن.
دیگه از مترو اومدم بیرون و تو خیابون زدم زیر گریه، آخرین باری که تو خیابون گریه کرده بودم حالم از این کار بههم خورده بود. بس که شده بود کار هرروزم!
خلاصه گریم تموم شد شرو کردم به ناله، از مفتح تا ولیعصر ناله کردم، یکم حجم آشفتگی ذهنم کم شه. خییلیی بهتر شدم
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت 11:12 PM توسط star
|