ولی یه چیزی این وسطاا خالیه، یه کاری و بااید از ۱ ۲ سال پیش شرو می‌کردم و الاان درحال انجام دادنش می‌بودم که تا حالاا شرووش نکردم، یه کمبودی که تا انجامش ندم همیشهه باهاامه، اردو جهاادی و کمک به نیازمنداا...

اگه ترس مسخره گرایش سیاسی و جو بیخودشون رهاام کنه، اگهه یکم جربزه دااشتم، اگه یکی بوودد... ، بااید برم ولی، بااید شروعش کنم، نباید باز به تاخیر بندازمش.

از کجاا آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟ چه جوری ؟؟؟

شت بابااا، نمی‌تونم برم نوشته های قبلیمو بخونم که می‌خواستم چی بشم...