آخ، چقد عروسی فرزانه به من خوش میگذره، از اون روزا میشه که در آینده دوس دارم برگردم به اون شب، رهاام اون شب. خودمم. کلی هرکاری بخوام میکنم. کلی آرایش میکنم فردا صبحش هم خسته و کوفته و کلی خوشحال میرم سرکار. اینقد خوشحالم همه میفهمن که دیشبش یکی از بهترین شب های عمرمو گذروندم.
تا اوون موقه من از الاان رهاااترم
بغل میکنم عروس رو
ابراز دلتنگی میکنم براا دوستاام
میاام برا دوستای اینجاام تعریف میکنم
چقد چشماام برق میزنه و زندگی لذت بخشه :))
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 11:46 AM توسط star
|