یک ساله شدیم 🥳🥳

به همین منظور گرونترین جای ممکن رفتیم کباب برگ زدیم! :) ایده‌ی کباب برگ ازونجا اومده بود که گفته بودم نخوردم. احسانم گف یه جای خوب میزیم که باکیفیت بخوری. وقتی منو رو گذاشته بود جلوم، هر آیتم رو میدیدم قاه‌قاه میخندیدم به قیمتش، مثلا شیشلیک ۸۶۰ ! :) برگی که ما خوردیم ۶۴۰!!! سالاد اسپشیالش ۳۲۰. از قبل احسان نذاشته بود منو چک کنم، منم شل کردم. میدونست قیمتا رو ببینم اونجا نمیرفتیم. یه فضای بزرگ با ظرفیت بالای ۲۰۰ نفر طبقه پایین. یه عالمه گارسون برای خوشامدگویی. روف گاردن هم داشت که فک کنم ظرفیتش ۷۰ ۸۰ نفر بود. موسیقی زنده، میزهای بافاصله متعادل و فضاسازی زیبا. ما روف‌گاردن رفتیم. زیرپامون چمن مصنوعی بود و دیوارهای کوتاه چمن مصنوعی دیزاین کرده بودن. برای سقف هم یه تعدادی چتر بازشونده وجود داشت و یه قسمت‌هاییش سقف نداشت. اهنگ پخش میشد ولی زنده نبود و ۶نفری هم بالا پرسنل داشت.

بعد که می‌خواستیم برگردیم اومدیم پایین دیدیم اوه،اوه چه حموم زنونه‌ای شده! :) سروصدا! صدای پیانو تو زمینه پخش میشد و یه مقداری هم دم کرده بود. طبیعیه البته این موضوع، سالن بزرگ بود و جمعیت زیادی گنجایش داشت و چون محیط بسته بود این اتفاق میوفته. یه طرف سالن همه مشکی پوشیده بودن و مراسم عزا بود. میز اونور بود ۳۰ نفری نشسته بود دورهمی‌طور و ازون ته‌های سالن هم بادکنک هلیومی دیدم که چسبیده به سقف. و میزهای ۲ تا ۱۰ نفره که ادما نشسته بودن.

۲تا منو به ما داد یکی غذاهای ایرانی، اینیکی کافه و فست‌فودی. یه ماشعیر و یا ترشی یا هر پیش‌غذای دیگه از ۱۰۰ ۱۲۰ شروع میشد. حسی که با دیدن منو و فضا و غذاها داشتم این بود که یسس! یه کار دیگه‌ که قبل از مرگم می‌خواستمانجام بدم تیک خورد. رفتن به رستوران خیلی گرون😂😂 احسانم کم نذاشت، میگه این رستوران گرونته؟! 😐 خوشحالم که نهایت لذت رو از جایی که بودم بردم، بهم خوش گذشت. با احسان خیلی حال داد و تا ترکیدن غذا خوردیم.