صبونه ی کاری زدیم و بینهایت من ذوق داشتم از قبل و یه عااالمه خوش گذشت بهم.

یه هفته قبل قرارو ست کرده بودیم و این هفته هروز یادآوری میشد :) دیروز اوج هیجانم بود، دهن احسانو صاف کردم اینقد تو خونه حرف زدم دربارش!

دیروز با کافه هماهنگ کردیم، گفتیم 8.30 میایم. گف کسی قراره بیاد؟ گفتیم نه خودمونیم. این فاز بود که چی شده حالا اینقد جدی گرفتین:)) 8.30 خودش میرسید. 9 شروع به کار میکنه و 9.30 گف اماده میشه.

دیگه امروز با ذووق اومدم. 6تا صبونه گرفتیم. 6 نفر بودیم. تست نوتلا، 2تا سوسیس تخم مرغ، املت، وانیل، صبونه ایرانی. تاحد ترکیدن من و خانم ح خوردیم :)))) بقیه خیلی شیک و مجلسی و رسمی معمولی خوردن. حاجی خیلییی حال داد. این همه خوردم 60 تومن شد!

تارا و الهه(که زود رفت) خانم م و مارال و الهام. جمعمون اینا بود.