Every day is a big day..

دوشنبه . 

بعد از کنسل شدن سخنرانی آذرمنصوری تریبون آزاد سریع جایگزین شد. مجریشم شد زهراا   خیلی تریبون خووب بوود خووش گذش. دس زدیم و اینااا (جا داره ذکر کنم شعاار ندادیم ) بعدش باااا کلللی انرژی رفتیم سر امیرحسین :) زوود توضی دادیم مدارم بستیم کارموون تمووم شد، بی سابقه زود تمووم شد.. امیرحسینم یه سال و نیم دیگه میره آلمان. اعظمم دوشنبه ۲۵م کوثرو دعوت کرد ب تئاترش. پروژه فولادی هم انجاام نشد. اونا هم ک همچنان تو همن. یکی هم تاازه میخواد شروو کنهه.. تمااام کلاس روحانی و داشتم آهنگ گوش میدادم. هدایت هم هنووز داش براا زهرا تایپ می کرد. آفتااب هنووز  داره به زمین میتابه. آب حوضا بالا و پایین میشه. و زندگی میره جلووو. بدوون توجه به احساس تو. بدون توجه به بزرگ شدن توو. و بدون توجه به اینکه اینجا یه احسااس هر روز دااره کمرنگ و کمرنگ تر میشه..