احسان سرماخورده، دیشب خونه مامانینا بودیم، امروز عصر برگشتیم خونه، فیلم ببینیم و اینا.
بنجامین باتن دیدیم. جفتمون قبلا دیده بودیمش. پسر آخرای فیلم اشک من اومد حالا گریه نکن کی گریه کن! تقریبا برا فیلما گریه نمیکردم من، نهایتا بغض! برا این فیلمه که تکراری هم بود نصف اب بدنم رفت. درین حد تغییر.
از دید احسان خودمو پوشونده بودم گفتم شاید گریم تموم شه خیلی متوجه نشه. اخر فیلم که تموم شد قیافم رو دید، دماغ اویزون، چشما قرمز گف چی شده گفتم هیچی، دیگه شرو شد گف من مطمئنممم سرماخوردی، دیگه منم سریعع گفتم نه گریه کردم. حالا دلیل و برهان بیار. من اینقدد گریه کرده بودم که نمیتونستم حرف بزنم حتی!
برگای خودمم ازین تغییر ریخته
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر ۱۴۰۱ ساعت 11:3 PM توسط star
|