تو ترافیک سعیدی بودیم، داشتیم همینجور حرف میزدیم و منم پشت فرمون بودم. یهو یه ماشین از سمت راست اومد گف بلد نیستی نشین. رانندش خانوم بود. احسان ترکیییده بود از خنده. میگف تا حالا ندیده بودم خانوم به خانوم تیکه بندازه! :)))
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 12:27 PM توسط star
|