یه نکته وجود داره که مثه چیی پولداره و اینقدر مریض هس که از ثروتش نمیتونه استفاده کنه... ینی ماشین فلان داره ولی نمیتونه سوار شه، خونش بهمانه ولی بدون کمک نمیتونه استفاده کنه ازش...نمیدونم قبلا زندگیش چجوری بوده، از پولش چجوری استفاده میکرده. دربارش بعدا میخوام فکر کنم و بنویسم

از رفاهی که پول براش ایجاد کرده راضیه ولی واقعا براش بی ارزشه. من از حجم ثروت و سبک زندگی تعجب میکنم یا مثه ندید بدیدا رفتار میکنم و سوال میپرسم، ولی چشش اینقدررر از پول سیره که اصلاا متوجه نیس. چیزایی که من تو خواب هم نمیبینم، به مخیلم هم نمیگنجه داشته، زندگی کرده، دیده و الان همشون بی‌ارزشن براش..