دیشب با احسان درباره چندتا موضوع درست حسابی حرفمون شد. ینی اختلاف نظر داشتیم و حرف زدیم دربارشون. با لحن خیلی جدی. منم باید پریود شم، نمیشم قشنگ اعصاب نداشتم. احسانم اینو درک نمیکرد بخاطر همین خیلی ادامهدار شد اختلاف نظرامون. نمیدونم چرا هی هم موضوع اختلاف دار مطرح میکرد تو اون گیرو ویری:))))
نتیجه اینکه دیشب نه بوسیدم نه بم گف دوستت دارم نه بغلم کرد. صبم من بش پیام خیلی پراز محبت دادم که امروز آقای داماد میشی و اینا خیلیی سرد جواب داد، خلاصه اینکه دارم خل میشم که اینجوری برخورد کنه!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 10:1 AM توسط star
|