خواب دیدم تو یه خونه‌ای هستیم هممه هم بودیم. ۷تا

بازی‌یی که دست من بود، بهزادم مثه اینکه بازی می‌کرد. (آنلاین بود) مرحله آخرم گذروند و تموم شد و قهرمان شد، بعد دیدم رقیبش م‌م بوده! با سرچ اسمش تو گوگل شمارشو پیدا کردم زنگ زدم بش، نمی‌دونست کیم که. گف برا ثبت‌نام دوره زنگ زدی. (شمارشو از بوستر دوره پیدا کرده بودم) گفتم نه. بازی فلانی رو باختی! گف عه باختم؟ و یه توضیحی درباره بازی. بعد گف کرونا تموم شد قرار بذاریم همو ببینیم که ببینم کی‌یی. منم با اینکه اصلا قصد نداشتم ببینمش گفتم باشه. چون مطمئن بودم حالاحالاها کرونا تموم نمیشه.

یکم حرف زدیم همزمان من درکل خونه می‌چرخیدم. اتاق همه بالکنا.. بازم حرف زدیم بعدش خدافظی.

خونه رو چطوری توصیف کنم؟! شاید خیلی سال پیش به عنوان مهمان‌خونه تو خواب یه بار دیده بودمش. الان ولی خونه شده بود. اتاق من بالکن بعدش اتاق بهزاد بالکن (خونه فلسطین اتاق ما و مامانینا) وسطش راهرو‌طور افقی. حموم و اتاق مامان‌بابا (موقعیت سرویس خونه شهرک‌غرب) سالن کوچک (خونه هنرمند) طبقه بالا بودیم با ویو. اون راهرو افقی پر از گل و گیاه بود. هوا هم ابری بود.

فک کنم حجاب داشتم، ینی دوماد بود ولی مطمئن نیستم اینجاشو