صب خواب دیدم وسط شبه و لیدر بمون گفته تا ۹ صبح باید با حالت ۴دست و پا که نشستیم و سرمون پایینه دستامونو تکون بدیم بعد ۹ صبح جلسس میریم جلسه. چن نفر هم زیاد داریم که هرکسی کمتر دستاشو تکون بده حذف میشه

گروه مثه مجاهدین‌طور اینا بود. از لحاظ زاویه با نظام نه از لحاظ فکری

منم تلاش می‌کردم تو گروه بمونم. هرچند تا حد خوبی خیالم راحت بود از پس کار برمیام.