و آرزوی موفقیت کنین ⁦✌️⁩⁦✌️⁩⁦✌️⁩⁦✌️⁩

بیایین شغل جدیدمو تبریک بگین :)))))))))))

new work, new life

سرکار خانم star

انتصاب شایسته جنابعالی به شغل جدید و سمت جدید و محیط متفاوت و جدید تبریک و تهنیت عرض می‌کنیم

امید است در سایه توجهات حضرت ولی‌عصر(عج) شاهد موفقیت روزافزون شما باشیم.

                                          روابط عمومی وبلاگ "صبح ها وقتی خورشید درمی آید، متولد بشویم "

                                                                                      امضا 

                                                                                      تاریخ

عین خررررر حوصلم سررفته

واهاااای

خواب دیدم احسان منشن ترکی واسم می‌ذاره😂😂🤦🤦

چرا خروج اکران انحصاری فیلیمو و نماواعه؟
چرا بقیه vodها پخش نکنند؟

آه!

خواب دیدم دارم ضریح امام علی رو زیارت می‌کنم

درحالیکه دارم سرفه می‌کنم و ماموران حرم به زودی می‌خوان منو خارج کنن از محیط

هم در خواب و هم در بیداری بسیااااار زیارت دلچسبی بود

خدا قسمت کنه

دارم شغل جدید شروع می‌کنم

خدایاا به امید تو

یا امام جواد متوسل میشم به خودت

انشالله خیره و عاقبت بخیریم تو اینه

از تعداد باری که میام به اینجا سر میزنم میشه فهمید

روانیی اینجااام من

خدایا شکرت

problematic

problematic:

 

To think is not to try to tell the truth about any particular given objects (be these living organisms, things in motion or brains), as if there was a world out there waiting for us to lay our eyes on it; to think is to try to solve specific, singular problems. It might be worth observing that this substitution of the category of problem for that of object is something the French epistemological tradition shares with both the Popperian and the Heideggerian traditions. It accompanies what Deleuze calls in Difference and Repetition the critique of representation. Problems cannot take the form of an inquiry about the essence of things (‘what is matter?’, ‘what is life?’, ‘what is X?’); instead they constitute that which makes it important, relevant, critical, to know about X. Bachelard thus argues that * This dossier is the result of discussion following Patrice Maniglier’s contribution to ‘The Concept of Problem’, the second day of the first Workshop in the AHRC-funded research project, ‘Transdisciplinarity and the Humanities: Problems, Methods, Histories, Concepts’, organized by the Centre for Research in Modern European Philosophy, at Dorich House, Kingston University London, 25–26 January 2012.there is not, on the one hand, the world, divided into large ontic domains (matter, life, etc.), each one characterized by a certain number of properties or laws that the various disciplines (biology, sociology, etc.) would have to learn about, and on the other hand, the mind, which would try to map this reality and fill in any blanks with the right information; there are only singular problems which simultaneously determine the subject to think and the object to be thought: ‘We must first posit the object as a subject of the problem, and the subject of the cogito as a consciousness of the problem’ (RA 56).

زنگ زدم میگم بادکش زیرناف کجا میشه

توضیح داد و میگی اگه شکمت کوچولوعه زیر ناف یکی میشه

حرف زدیم و اینا

تهش میگه از صدات معلومه شکمت کوچولوعه😂😂😂😂😂😂

دیگه نگفتم موهامم دوگوش بستم🤦🤦

خطاب به جناب مانی:

۱-چرا پیام خصوصی میدی من نمی‌تونم منتشر کنم

۲- مربوط به اون لحظه و اون روز بود:)) دلیلشم تو پست قبلش گفته بودم، می‌خواستم غر بزنم بهش:)))

۳- کلا تو برنامه ۹۹م هست با یکی دوست شم

 

 

خوب! میگه اسممو از رو کارتم نوشته

بازم به نظرم عجیبه همچنان

یه ساعته داریم چت چرت و پرت میکنیم

حااااجییی

کی پیام داده!!!!

همون که تو wpsummit بغل دستم نشسته بود از بعد از ناهار!!

خیییلیییییی عجیبه

آرزو می‌کنم با بچه‌ها بریم اصفهان و تو خیابونش راه بریم بخندیم و بستنی بخوریم

دوغ و گوش فیل بخورم و خوشحال باشیم

رویا می‌شازم یه روز راحت کار پیدا کنم، بس که حرفه‌ای شدم تو تخصصم، 

رویا می‌سازم کاری که می‌کنمو دوس داشته باشم. محیط کارمو دوس داشته باشم. آدماشو دوس داشته باشم

محیط خفن باشه توش بازی باشه، آدما پایه باشن، . مثه تو عکسا و فیلما و حرفا قشنگ باشه همه چی

منم بخندم و راضی و خشنود باشم

عرض کرده بودم که

چن بار دیگه مناجات شعبانیه سماواتی گوش بدم قلبم متلاشی میشه تموم میشم

بس‌که لعنتی می‌برتم کربلا رهام می‌کنه اونجا..

بابااااا خاک تو سر بلاگفاا

یکی درمیون یا متنامو منتشر نمیکنه کلی نوشته میپره یا پاک میکنه

مرتیکه مگه من علاااف توام متنامو هی پاک میکنی؟؟؟؟؟؟

دوز پسر می‌خوامم :)

بیایین باهام دوز شین دیگه، منتظر چی هستین؟!

میرم متن‌هارو می‌خونم و بی‌وقفه بشون فحش می‌دم :))))) مازوخیسمی شدم منم

دلیل اییین همه عصبی شدنمو نمی‌فهمم، واقعا برام مهم نیس ولی می‌خوام جر بخورن وقتی می‌خونم :)

اووووووممممممممممم (حالت غرطور بخونیدش)

کاری که گذاشته بودم امروز تموم شه تموم نشد. بلوز مامان

حوصلهه نداااارممم

درد اصلیمم اینه اینجایی که رزومه فرستادم پیام داد نمونه کارو دید دیگه پیا نداد :((((((((((((

 

چه قشنگ

یه دوستایی داریم که با بودنشون و حرف زدنشون، چیزای خوب یادآوری میشه

چقدررررررر قشنگ

این آدمارو نگه می‌داریم واسه همون روزا فقط، ینی هیچ خاطره دیگه ای باشون نمیسازی، و فقط در زمان همون خاطره رو دوره میکنی

چقدرررر قشنگ آخهه

به‌طور خاص مریم کربلا :))

بیا مستی مکن

بیا مستی مکن ، بنشین

نمی بینی دگر ما را

بیا با آستین بزدای ، اشک چشمهایم را

مرو ، آخر پشیمان میشوی

دانم که می جویی پس از من در ره میخانه

هر شب رد پایم را

من آخر می روم ، اما تو با افسوس می بوسی

نشان دستهایم را در این پیمانه ها هرشب

چو بوم خسته تنها می نشینی و اشک می ریزی

بیادم تا سحر پشت در میخانه ها هرشب

چو شبها باد سرگردان وحشی سر به در کوبد

تو پنداری منم ....

پر می زنی از جای و می خندی

کلون کهنه را وا میکنی ، اما مرا دیگر نمی بینی

سرشک از دیده می باری و در را نیز می بندی

به گرد شهر عمری با دلا افسرده می گردی

غم خود را بهرکس میرسد از راه می گویی

در میخانه ها را روزها با سنگ می کوبی

ولی ما را نمی بینی ، ولی ما را نمی بینی

و چون شب خسته از ره باز می مانی

به گوشت می رساند باد زهر خنده هایم را

 

بیا مستی مکن ، بنشین

نمی بینی دگر ما را

بیا با آستین بزدای

اشک چشمهایم را

 

با لحن خودش صدالبته

پسر این حجم از استقبال نشدن

نه در گروه کاری و نه در توییتر بی‌سابقس...

می‌خوام منتشرش کنم و نگم از دعاهایی قبل از انتشار :))) و نفس عمیق‌هام:)

ایشالله هرچی خیره بشه

آقا من ناامید شدم ولش کردم

کاش معجزه بیاد درستش کنه

 

عضبی شدم

از صب تا حالا روش وقت گذاشتم

بگیر نگیر داره

کارت پستال

آتوپلیش درست بودااا، آهنگش عوض شد بگیر نگیر دار شد :/

با بروزر مختلف گوشیتون بی زحمت یه چک میکنین بهم بگین پلی میشه یا نه؟

اگه نتتون ضعیفه کمی پلی موزیک طول میکشه. در حد چندثانیه

Exam.zhivarac.ir/entezar

گفتم حنا زدیم ؟؟؟؟ طرحای فوق فوق کودکانه من و نسرین به دستامون زدیم

فردا شبش با نرگس و مامان طرحای بهتر روی بازوهامون :)))))))))

کارت پستال دیجیتال درست کردیم

با ملیکا

با وردپرس و المنتور

آهنگ میخونه شرشره داره و تایمر داره همین

برا نیمه شعبان

 

ایشالله خیر باشه، استارت بهبود روند قرار بگیره

پسر فاطمه

شرمنده اگر می‌بینی کوچه‌ آماده شده تا برسی اما دل‌ها نه

روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران

بعضی‌ها سخت شیفته قدما هستند و بعضی دیگر به شدت هواخواه تجدد می‌باشند؛ فقط عدهٔ معدودی هستند که می‌توانند حد وسط را نگاه‌ دارند؛ نه آرای درست قدما را به دور می‌اندازند و نه اختراعات صحیح نوین را مسخره می‌کنند.

فرانسیس بیکن

چون صيد به دام تو به هر لحظه شکارم
ای طرفه نگارم
از دوری صياد دگر تاب ندارم
رفتست قرارم
چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم
تا دام در آغوش نگيرم نگرانم

از ناوک مژگان چو دو صد تير پرانی
بر دل بنشانی
چون پرتو خورشيد اگر رو بکشانی
وای از شب تارم
در بند و گرفتار بر آن سلسله مويم
از ديده ره کوی تو با اشک بشويم
با حال نزارم
با حال نزارم

برخيز که داد از من بيچاره ستانی
بنشين که شرر در دل تنگم بنشانی
تا آن لب شيرين به سخن باز گشايی
خوش جلوه نمايی
ای برده امان از دل عشاق کجايی
تا سجده گذارم
تا سجده گذارم

گر بوی تو را باد به منزل برساند
جانم برهاند
ور نه ز وجودم اثری هيچ نماند
جز گرد و غبارم
جز گرد و غبارم

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم (مولانا) سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد وآن چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد گوهری کز صدف کُوْن و مکان بیرون است طلب از گمشدگانِ لبِ دریا می‌کرد بی‌دلی در همه احوال خدا با او بود او نمی‌دیدش و از دور «خدایا» می‌کرد (حافظ) عمرها در پی مقصود به جان گردیدیم دوست در خانه و ما گرد جهان گردیدیم خود سراپرده قدرش ز مکان بیرون بود آن که ما در طلبش جمله مکان گردیدیم (سعدی)

یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم

ای برده امان از کل عشاق کجایی؟

یکهو دلم پر کشید به نجف، به محوطه حرم امام علی

اونجا که تو اربعین مسیر ده دیقه ای رو تو 40 دیقه رفتم، جا نبود راه برم، چه برسه به اینکه بشینم. اونجا که یه خانوم تو انبوه جمعیت پیدا میکردم میچسبیدم بش که لااقل از جلو به آقایی نخورم. اونم که چسبیده بود به جلوییش که راهو باز میکرد. به آدمایی که اطراف به هرزحمتی بود جا پیدا کرده بودن نشسته بودن یا وسایلشونو گذاشته بودن خوابیده بودن.

به صف گمشده ها، فقط برای اینکه اسمتو پیج کنن، باید دو سه ساعتی تو صف میموندی. 

به نظمی که هرچقد براش تلاش میشد با اون تعداد جمعیت اصلاا به چشم نمیومد

به کثیفی اونجا

به ضریح ... ضریح..... تا نیم ساعت اشکم نمیذاشت ضریحو ببینم، آخ که نجف چه شهر رویاییه

دعا میکنم نجف بمیرم، وادی سلام دفن شم. از ته دل امیدورام

Sessions تعداد کاربری که دوباره به وبسایت شما برمیگرده

Bounce Rate یا نرخ پرش. تعاملی که کاربر وقتی وارد سایت میشه با پیج مورد نظر داره. ینی کلیک روی ادامه مطلبی، چیزی.عددش هرچی کمتر باشه بهتره. 

 منظور از تعامل کلیک کردن روی یکی از موارد منو، ادامه مطلب یا لینک های داخلی قرار گرفته در یک صفحه است. اگر بازدید یک کاربر از وب سایت تنها به یک صفحه محدود شود و در صفحات وب سایت گردشی نداشته باشد، حرکت آن کاربر به عنوان یک bounce rate منفی محاسبه می شود

 

Session Duration بعد از تعداد یوزر و دوتای بالا در وهله چهارم برا گوگل آنالیتیکز مهمه، ولی مهمه

با پدیده جدید پیام دادن همکارا به هر مناسبت الکی‌ای مواجه هستیم

خوبیه قرنطینه اینه سبب ویدیوکال شده

و از این طریق خیالم یکم راحت شد که رژ قرمزامو نو به نو نمی‌ندازم

پسر!

بدون خبر دادن یهو تو کانالش ادم کرد!

به مستیان درختان نگر به فصل بهار

شکوفه کرده که در شرب می غلو دارد

چقدر زشت که بخاطر کمبودهای خودش اطرافیانش رو تحقیر میکنه

نقداشو خوندم همهه بد بود ولی من خیلیی از فیلمش خوشم اومد

سکانسای بازارش، باهم حرف زدن و راه رفتنشون

تیپ دختره

خونه پسره

سوفی و دیوانه چه خوب بود

پر از امید بود، تو سیاهی 

تا اخر فروردین تعطیلمون کرد

و این ینی حقوقم نمیده

 

به طور جدی وارد مرحله جدید استرس محل کار به تغییر شغل وارد میشیم

فیلم

چرنوبیل

 

parasite انگل 

کره ای، فقر و ثروت، خیلیی خوب دروورده بود فیلمو

بلوک 9 خروجی 2 

(طلاق و آسیب کودک طلاق) خیلییی دعوایی و پرتنش بود فیلمش

فال

پشماام ریخت از فالی که وسط کار گرفتم!

 

فتوي پير مغان دارم و قوليست قديم
که حرام است مي آن جا که نه يار است نديم
چاک خواهم زدن اين دلق ريايي چه کنم
روح را صحبت ناجنس عذابيست اليم
تا مگر جرعه فشاند لب جانان بر من
سال ها شد که منم بر در ميخانه مقيم
مگرش خدمت ديرين من از ياد برفت
اي نسيم سحري ياد دهش عهد قديم
بعد صد سال اگر بر سر خاکم گذري
سر برآرد ز گلم رقص کنان عظم رميم
دلبر از ما به صد اميد ستد اول دل
ظاهرا عهد فرامش نکند خلق کريم
غنچه گو تنگ دل از کار فروبسته مباش
کز دم صبح مدد يابي و انفاس نسيم
فکر بهبود خود اي دل ز دري ديگر کن
درد عاشق نشود به به مداواي حکيم
گوهر معرفت آموز که با خود ببري
که نصيب دگران است نصاب زر و سيم
دام سخت است مگر يار شود لطف خدا
ور نه آدم نبرد صرفه ز شيطان رجيم
حافظ ار سيم و زرت نيست چه شد شاکر باش
چه به از دولت لطف سخن و طبع سليم

به قولی که داده اید عمل کنید. از صحبت کردن با نامحرمان بپرهیزید. مدتهاست که در پی حاجت خودتان این در و آن در می زنید. فکر می کنید دیگران از عهدی که با شما بسته اند پشیمان شده اند. امید داشته باشید گره ی کارتان باز می شود و کسانی کمکتان می کنند به شرط اینکه به نصایح آنها گوش کنید. به لطف خدا از دامی که برایتان پهن کرده اند رهایی پیدا می کنید و شیطان را شکست می دهید و به دولت و نیک بختی می رسید.

روزه قضاهای ۹۸ تموم شد ۶ روز

بریم برا ۹۷ انشالله