خوب این از ایمیل به استاد

اینم از پیام به سعیده

مونده تحویل پروژه

و پیام براا اندروید استادیو

و فرستادن رزومه :))))

قبل از انجام اون ۲تاای بالا، قورباغه بودن. الاان ک انجام دادم آسون بنظر میان و کارهای نکرده سختن

من کااامل کونم می‌سوزه می‌بینم یکی ماشین زیرپاشه، من ماشین ندارم.

و اینکه من مااشین می‌خوام

از دوور یه سری آدم خندون و رنگاارنگ به نظر میاان از نزدیک که نگاشون می‌کنی گودی زیر چشم و چشم هاشون رو دیدم ۷ ۸ سال به سنشون اضافه کن. به زافه کلللی درد...

آخ، چقد عروسی فرزانه به من خوش می‌گذره، از اون روزا میشه که در آینده دوس دارم برگردم به اون شب، رهاام اون شب. خودمم. کلی هرکاری بخوام می‌کنم. کلی آرایش می‌کنم فردا صبحش هم خسته و کوفته و کلی خوشحال میرم سرکار. اینقد خوشحالم همه میفهمن که دیشبش یکی از بهترین شب های عمرمو گذروندم.

تا اوون موقه من از الاان رهاااترم

بغل می‌کنم عروس رو

ابراز دلتنگی می‌کنم براا دوستاام

میاام برا دوستای اینجاام تعریف می‌کنم

چقد چشماام برق می‌زنه و زندگی لذت بخشه :))

خوااب دیدم ماشین و بی اجازه برداشتم رفتم قم :))

تو راه دقیقا جلو من از روبرو تصادف شد، منم یکم جلوتر نگه داشتم؛ چن تا ماشین دیگه هم وایسادن، دیگه من زدم زیر گریه، یکم که آروم شدم راه افتادم، دیگه رسیدم به جایی که مسیر رو بلد نبودم، قبلا یه بار اونجا رفته بودم، ولی از اونجا تا دانشگا رو بلد نبودم، دیگه با گوگل مپ و بدبختی رسیدم به مقصد. کارمو کردم و اینا. وقتی رسیدم خسته شده بودم، نمی تونستم برگردم خونه، توی همین گیرو دار بودم، که حالا چه جوری برگردم یه مدت زمانی هم گذش... بعد بیدااار شدم.

.

من ماااشین می‌خوااام :(( کی پولم می رسه مااشین بخرم آخه..

از کرااش قبلیم کشیدم بیرون و به یکی جدید کرااش زدم :)))))

رووم نمی‌شه توییت کنم اینا رو، اینجا می‌گم

اون قبلی هم خییلیی طوول کشید، از فروردین بود تا همین چن وقت پیش، ولی خییلیی خرپول بوود، و کشیدم بیرون منممم..

ببینییم این رو کی رهاا می‌کنییم :))