دیشب شروع کردم به غر زدن و احسان هم وارد شد و یکی‌درمیون غر زدیم. غر سوم به بعد چرت‌وپرت بود ولی تا کلی ادامه دادیم. بعدش من خیلی حس بهتری داشتم.

الانم می‌خوام غر بزنم. بعدش مثبت‌هاش رو بنویسم. من عادی هستم. فقط نمی‌خوام هفته‌ای ۴۴ساعت بیرون خونه کار کنم. و ۷-۱۰ ساعت هم تو مسیر باشم. چون خسته میشم. همین! معنیش این نیس کارم رو دوس ندارم. شرکت یا همکارا رو دوس ندارم. درباره شغلم تردید دارم. فقط مسالم ساعت کاریه. روزی ۱۱ ساعت بیرونم. که اینو نمی‌خوام.

همچنین دوست ندارم همش خونه باشم. دوس دارم با آدما درتعامل باشم. برم بیرون با بقیه بخندم، ناهار بخورم، خسته بشیم و کار جمعی بکنیم. ینی چون نمی‌خوام هفته‌ای ۵۵ ساعت سرکار برم باید ازینا محروم باشم؟

فضای کار اشتراکی واقعا خوبه. ولی الان نمیرم و دارم از خونه موندن و صب تا شب آدم ندیدن دیوونه میشم.