اومدم به مامان بگم، نتونستم

هعیییییی

خیلی زیاد به پوچی رسیدم و تصمیم گرفتم فردا برم استخر

خلاصه اوضاع خیلی خرابه دوستان 

به ادمایی که سر این کار باهاشون حرف زدم فکر میکنم میخوام بمیرم

پشمام

تو گوگل سرچ کردم دانلود اهنگ

۷ ۸تایی دانلود کردم

اولی و سومیش اینا بودن!

توکل بر خدایت کن
کفایت می‌کند حتما

 

گله کن یار شکیبا، زن زیبا:))!!!!))))))!!!!!!))))))

قرار نبود که اینجوری تموم شه

 

قرار بود نباشم
قرار بود بعد از کلی سختی اتفاقای خوب بیوفته
قرار بود آخرش قشنگ‌تر تموم شه
قرار بود به واسطه سختی‌ای که الان هست عید خوش بگذره
پنبه شد......
بدم پنبه شد..........
اینم اولین عکس‌العملم بعد پنبه شدن

 


 

اومدم نماز بخونم چناان دادی سرم زد که کافر شدم :////

Yesssssssssssss

اولین سایت وردپرسی💪

وااااااااااااااییییییبببییی

زیردامنه درست شد

اصلاااااا باورم نمیشهههه

واااااییییییییی

خدایااا بیااا بغلم خوووو

واااااایییییییییی

یه روز خوب میاد اینو میدونم:(

یه روز خوب میاد اینو میدونم:(

میدونییی

آدم محیط کارشو دوست داشته باشه.....

حالا هرچقدم خسته بشه، باز محیط کارشو دوس داشته باشه

نه تینکه دوسش نداشته باشه.... چون وقت زیادی از زندگیش اون توعه

دارم از خستگی میمیرم و خدایا شکرت

خدایا کمکم کن بتونم رزومه بنویسم بفرستم برا اینور اونور برم مصاحبه چن جا، یه جا اوکی شه زودتر ازین دیوونه خونه فرار کنم
خدایااا خیلی کمکم کن

به مامان میگم ایستادم در راه خدا دارم کار می‌کنم

خوب این روزا باید بگذرن که ۲۸ اسفند بیاد

چه بهتر که اینجوری بگذرن تا بشینم تو خونه گذرشونو نگاه کنم

اذان شد

 

 

ولی کون سوزیش و موندن خستگی تو بدنش به اینه که اضافه حقوق نمیده

کاش میتونستم براش آرزوی مرگ کنم ......

ولی نمیکنم

خدا همه رو عاقبت بخیر کنه، علی‌الخصوص اینو

امنیت شغلی یعنی تو محل کار هرکی رسید چشم و گوششو نبنده دهنشو باز کنه فقط نعره بزنه

یعنی محیطو بی‌دلیل سر بی‌فکریای خودشون ملتهب نکنن

از کانال خونه مادری ریمووم کردن :)))))))))((((((((((((((((((((((((((((((((

از کانال خونه مادری ریمووم کردن :)))))))))((((((((((((((((((((((((((((((((

واااااییی دیشب چن تا کلمه ترکی گفتم ذوقم مزحکه خاص و عام شده بود

ولی جدااا حال داد:)))

گفتم رقص ترکی یادمون داد؟؟؟😃😃😃😃

 

 

سندها هم به مرحله خیال‌پردازیم رسیدن

مثلا آقا محمدحسین رو سوسن جون از مونا خواستگاری کرد....

نمی‌تونم تصور کنم سوسن‌جون چادری باشه، آقا محمدحسین هم نمی‌تونم بدون آقا تصور کنم :))) یکم دچار تناقض شدم و ایشالله دلشون شاد باشه و خوشبخت بشن

الان نیاز دارم ساعت ناهارخوری داشتیم استراحت می‌کردم

به شاهین پیام دادم

هرلحظه که منتظرم جواب بده فحش میدم چرا پیام دادی://

آقای محمدی اومده دفتر

کلی هیجان ابراز و خوشحالی و اینااا کلی گرم گرفتن ..... اعضا و خودش با اعضا

لامصب می‌بینمش خندم میگیره 

خیلی جدی نمی‌تونم جلو خودمو بگیرم

تهشم داشت میرف گف خواب اینجا رو دیدم. خواب شما هم دیدم. ببخشید خواب بد دیدم. برای مادرتون مادرتون 

من ://////////////

بسم‌الله الرحمن الرحیم

می‌خوام vps بخرم

خدایاااا به امید تو

Private content هم از ژاکت خریدم

خوووووووووووب یه ثانیه خالی شدیم، چی کار کنیییم؟؟؟؟

به نیلوفر گیر بدیم!

بهاره هدایت و مهدیه گلرو خوندم و

یک موضوعی که تا آخر عمر براش خدا رو شکر میکنم دانشجو نبودن زمان احمدی نژاده

 

 

واقعا خوندن آدمایی که زمان احمدی نژاد دانشجو بودنم برام سخته، چه برسه به هرچیز دیگه‌ای..

زنگ زدم با شاهین درباره وب‌سایت حرف زدم

۱۴دیقه

تهش با برانکارد جمم کردن

اینقد انرزی و قند از من گرفت این کار :///

چقدددددد سخت بود

به ازای هر نیلوفرخانوم گفتنشم من درجا ۵۰۰کالری میسوزوندم

کاری ندارم هی طفره میرفت چرت میگف وسطاش برمیگردوندمش به بحث

ولی با اینکه راحت و خوب حرف میزد من میخواستم بمیرم اینقد ناراحت و سخت بودم من

 

 

 

 

کاش دیگهه کلااا بش زنگ نزنم

فک کنم آخر الزمون شده

از اومدن عید خوشحالم

برا رفتن به اهواز ذوق دارم

یه طرفه به قاضی نرو

چه خوابایی می‌بینم من‌هاااا

مردن بهزاد🤦🤦

چقدررررر هم گریهه کردم 

برا تشییعش نرفتم چون سرکار بودم بعد همزمان با هم رسیدیم خونه. و تمااام بعدش من داشتم گریه می‌کردم

خیلی هم واقعی بود خوابه متاسفانه. نفهمیدم تو خوابم

لوکیشنا هم اپدیت شده و جدید بودن🤦

امروز یه مانتو خریدم ۳۵۷ :))
پالتویی هم که دوخته بودم فقط برا اتو کردن دادم خشکشویی :)

 

بابا هنوز باورش نشده

خستمه

وسط کار یهوو باز لپتاپ خاموش شد

اقای خ داش تلفن حرف میزد همون موقع اومد خودکار برداره همکاری نکردم.

دکترم همون موقع جلوم داش رژه میرف.

با دست ب آقای خ اشاره کردم که ینی سیستم پریده بیخیالم شد

و با غیض به دکتر نگا کردم

چن لحظه بعد زل زدم تو چشاش گفتم یه سبستم درست من ندارم چه جوری کار کنم من

نه لحن بد نه لحن عصبانی. لحن تاثیرگذار

 

 

دیگه هی میگف قیمت یه سیستم درار و اینا....

چقد عوضی و بیشعوور

کاش بتونم از عصبیتم بکاهم و کار کنم

قشنگگگگگ رفت رو اعصابم کارشون

احسانو فرستادن راپورت بگیره :))

نمیدونم کی فرستاده ولی بس که عوضین بیسوادن از طریق احسان اومدن جلو و خاک تو سرشون حقیقتاااا

۲تا از آدم‌ها تو هفته اخیر با قطار رفتن اصفهان، و این اتفاقو شیر کردن با بقیه و من آگاه شدم

الان منم هوس اصفهان رفتن با قطار تنها یا با دوستام رو کردم

و آخ که دلم چقددد می‌خوااد :)))

امشب از دیدن من همه انگشت، به دهان میمانند
همه خوب حال مرا حال و احوال، مرا میدانند …♪
گل نیلوفر من آتشی تازه بیا برپا کن
من که در تاب و تبم تو بتابان، و شبم زیبا کن…♪

♪♪♪ ♫♫♫ ♪♪♪
بیا در شهر دل من، پادشاهی کن
این تو و این دل من هرچه، تو خواهی کن …♪
ای امان ای امان ای امان، از من و حالم
وای عجب ماهی تو چه دلخواهی تا ابد با من، بگو همراهی
عاشقی با تو دردسر دارد دل تو را امشب زیر، سر دارد …♪

ایران هاست زنگ زده بم گف کدتخفیف جدید باز کردیم

 

دمشون گرم

 

 

خدایاا شکرت وسط همه سختیاا چشمک میزنی بهم

خدایا دمت کرم

خیلی ممنون

تو ظل آفتاب و گرما، لرز گرفتتم

 

دارم می‌دویم که سرعتم از سرعت فکرام بیشتر بشه
راه می‌رم، کم‌کم سرعتم بیشتر و بیشتر میشه، دارم فرار می‌کنم ولی متاسفانه سرعت فکرام بیشتراز سرعت پاهامه. مجبورم به فکرام تسلیم شم. 
کاش رحم کنن بهم...

میگه هاست اصلا کشش این حجم آدمو داره؟
اول کرک و پرم ریخت از جملش و ناقل جمله، بعد گفتم نمی‌دونم!

ریدییییییی، هیچیت توانایی و ظرفیت نداره می‌خوای سنگ یه تنی هم بلند کنی، موفق باشی؟!
ریدییی در یک کلام!

بابا گفت رفتم سایتتو دیدم، قشنگ بود
من  متعجب و خوشحال
تو گوگل نوشتم اسمتونو ازونجا دیدم
من خرذوق و خوشحال

دیگه خلاصه خفن شدیم رفت😎

نیلو؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

پشمااام!!!

اصن خیلییی خوبن ملت، خیلیی

نیلو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نیلو؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

پشمااام!!!

اصن خیلییی خوبن ملت، خیلیی

نیلو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به مرصاد میگم ما جلو شما لنگ میندازیم میگه مخلصیم :))))))

به پسره میگم بریم تلگرام چی کار کنیم؟ میگه خوب نریم :))))))

تو عمرم تا حالا با اینقد روراستی آدما مواجه نشده بودم:)))))))))))))

به مرصاد میگم ما جلو شما لنگ میندازیم میگه مخلصیم :))))))

به پسره میگم بریم تلگرام چی کار کنیم؟ میگه خوب نریم :))))))

تو عمرم تا حالا با اینقد روراستی آدما مواجه نشده بودم:)))))))))))))

پسر دارممم میمیرم از استرس

کارم پیش نمیره واسه تولدم استرس دارم

پسره بازم پیام داد:/

کلاااا یه پارچه استرس محظم

برا تو صف لپتاپ اووردن

سال به سال تکنولوژی پیشرفت می‌کنه

جرر خوردم :))))))

پسره اومده دایرکت میگه اینا چیه (جامبو رو میگه)

اصلاااااااااااا هم نمی‌تونس تو منشن بپرسه‌هااا :)))))))

هنذفریم رسید