نوشته ها و نظراتی که انسانهایی همچون من پس از خود به جا می گذارند، بزرگترین لذت زندگی هستند. بدون آن ها من مدت ها قبل در ناامیدی غرق شده بودم.

آرتور شوپنهاور

سقفی که باید باشه بالای سرت نیست

بارون حریف شر شره چشم ترت نیست

ولی من ازینکه این دوره به دنیا اومدم، حتی نسبت به 10 سال زودتر و 20سال زودتر راضیم.

فک کن تو این همه بدبختی باید استرس نبود عشقتم میکشیدی. الان باز هیچی نباشه لااقل کنار همین

تَه مونده یِ پهلوونا

فیلمی که بهزاد پر کرده و دیدم اصن گریم گرف
قربونت برم آخه

ریدم دهنتوووووون بابااااااااااااااااااااااا

۱۰دیقس یع رمز دوم پویا می‌خوام بگیرم نمیشه

من چقددرر خواب خونه مادری می‌بینم

آذر اطمینان و کلی اونجا

........

تو ویدیوهای کلیپ که دارم می‌سازم

یه فیلمی دیدم که قدمت دوستیشون رو خییلی قدیمی‌تر می‌کنه

آقای محمدی بغلم نشسته بود، یه‌چی شد گف «بیچاره زنش» من نه می‌تونستم بخندم نه نمی‌تونستم نخندم

مدیرعامل سفارش غذا داد

بدبخت شدم

ترکیب ۴تاییمون

صدفو احسانو آقای محمدی

وسط تلفن گاااییدن

اصن نفهمیدم چی گفتم

حس می‌کنم رییدم

واقعا چی کار کردمو نمیدونم

رسماا دارم جر می‌خورم

کاش پریود شم

 حافظ شدم بیا شاخه نبات باش

هنوزم یکی داره جاااااااااااااار میزنه ، که چهارشنبه ها روزِ خوش بختیه

خط وسط قرص برای چیه؟

چرا بعضیها همیشه 18تایی به سینما می‌روند؟

اگر سر پرگار گیج برود چه می‌كشد؟

اگر اسکلت از بالاي ديوار بپرد پايين چه مي شود ؟

 

 

تولد چندسالگی نسرینه؟

شب یلدا پارسال میدونستی شب یلدا امسال نسرین عروسه؟!

یه خاطره با نسرین بگو که هروق یادتون میوفته با خوشحالی ازش یاد میکنین

[سوال انحرافی]  اگر سر پرگار گیج برود چه می‌كشد؟

نسرینو توصیف کن (ینی اگه بخوای تو چند جمله به یکی که نمیشناسه معرفی کنی چی میگی؟)

[سوال انحرافی2] خط وسط قرص برای چیه؟

غذای مورد علاقه نسرین/ تفریح مورد علاقه/ رنگ مورد علاقه/ فیلم/ اسباب‌بازی/ بازی/ حیوان/ 

بخوای خوشحالش کنی چی کار می‌کنی؟

حرف آخر

خیلی ممنون که وقتتونو به ما دادین 

[سوال انحرافی آخر] اگر اسکلت از بالاي ديوار بپرد پايين چه مي شود ؟

 

ادامه نوشته

1- عشق چه رنگیه؟
2- دوست داری چطوری بمیری؟
3- اگه یه مداد و پاک کن داشتی چی رو به دنیا اضافه و چی رو کم میکردی؟
4-اگه یه عینک داشتی که میتونستی ذات آدما رو ببینی، اولین نفری که میدیدی کی بود؟
5- اگه دوباره متولد بشی دوست داری محل تولدت کجا باشه؟ (کدوم شهر، کشور، ...)
6- چرا نمیتونی چیزی رو اختراع کنی؟ :) اگه بتونی، چی اختراع میکنی؟
7- مرگ چه رنگیه؟
8- بهترین و بدترین چیز دنیا چیه؟ (هر چیزی!)
9-بی مصرف ترین اختراع بشر؟
10- به جواب چه سوالی تا حالا نرسیدی؟
11- پولدار بودن بهتره یا ثروتمند بودن؟ فرق میکنن؟
12- ثروت واقعی چیه؟
13- تقدیر چیه؟
14- لذت بخش ترین رویای تو چیه؟
15- اگه بتونید یک سال با تمام خوشی و لذت زندگی کنید ولی بعد از یک سال چیزی یادتون نیاد حاضرید اون یک سال رو تجربه کنید؟
سوال ویژه(1):
16- با یک پیشنهاد صد میلیونی رو به رو هستید ، در برار شما ده تا هفت تیر قرار داره که فقط یکی از اونها پره . باید یکی از هفت تیر ها را بردارید ، به طرف پیشونی تون هدف گیری کنید و ماشه را بچکونید! اگه جان سالم به در ببرید ، شما یک میلیونرید . این کارو انجام میدید؟
سوال ویژه(2):
17- اگه یه روز صبح از خواب بیدار بشید و ببینید اونی که خیلی دوستش داشتید رفته، صبحونه چی میخوری؟ :)
18- در حال حاضر چه حسی داری؟

قشنگگگگگ گگگگگگگگ معلومه دارم پریود میشم، سر همهه چی دارم پاچه میگیرم

این قسمت: امیرمحمد
امیرمحمد ۲۰سالشه، ۲روز اون نمیاد، ۲روز من نمی‌رم میمونه ۲روز که همو می‌بینیم. که اونم هیچکدوممون درس حسابی سلام که نمی‌کنیم به هم. اگهه خدافظی کنیم.
اولین چیزی که از امیرمحمد فهمیدم این بود که باتری ماشینشو دزدیده بودن. و با ماشین میره برمیگرده.
خییییلیی نیرو کار راه به‌انداز حسابش نمی‌کنن نمیدونم چرا ولی کم‌کم داره راه میوفته. راس ساعت ۳ یا کمتر از ۳ میره. دانشگا آزاد حسابداری میخونه سربازی معاف شده چون کفالت داره. داداشم نداره.
قدش حدود ۱۸۰عه دیده شده با گرمکنم سرکار اومده

ولی مهمترین نکته همون ۲۰ساله بودنشه

اینکه تو یه چیزی می‌خوای برات یه چیز دیگه می‌خرن منتشم سرت هس خیلی زورهه

خدایاا ممنون که اینقد خوشحالم
خدایا شکرت
خدایاا امروزم بخیر بگذره، خوب باشه، همه از هم راضی باشیم همه خوشحال باشیم
قرارداد جدید ببنده، سایت خوب پیش بره
تو هم از ما راضی باشی
خدایااا ببخشید که درخواستام اینقد سطح پایین و مجدود به خودمونه فقط
انشالله همه امروز براشون روز خوبی باشه
خدایاا شکرت ممنون بوس بوس

 

 

پی‌نوشت: این برا دیروز صبه

شکمم قلوپ قلوپ صدا می‌کنه و می‌خوام برم بخوابم

می خوام برا احسان قلب بفرستم و با هیجان درباره پست صحبت کنم (فک کن اون لحظه که این کارو کرده و به من پیام نداده چه مقاوم بوده!)

ولی منتظر میمونم تا فردا ببینمش و با هیجانی که تا فردا فروکش کرده ابراز احساسات می کنم برا شَدو پیکچر

وای!

چه خوشگل کرده سایتو احسان :)))

دمش گرم

اومدم بگم چرا اشتبا گذاشته، اینقد قشنگ بود دهانم بسته شد :)))

آقاای محمدی صب اومده بود کلی خوشتیپ اومده بود، بعد فهمیدم قراره بره مدرسه صحبت کنه.

 

بعدازظهر داشتم میرفتم میگه اون روز مشاوره می‌خواستین؟ گفتم من؟؟! مشااوره؟؟؟! گف آره گفتم لابد درباره کودک؟ :))))))))))))) 

بعد گف اون روزو اینا، گفتم نه مطلب مشاوره می‌خواستم. گفت نه، اون روز الان نه

گفتم اون موقه هم همینو گفتم، گف آهااا

 

فکرش درباره من عالی بود ینی

 

تلگرامم برام کانال فرستاده میگه پروفایلتون عکسش آقاعه؟ گفتم براچی باید پروفایل من عکسش آقا باشه عکس خودمه

دیگه بساطی اصن

100بار خمیازه کشیدم

گلریزون کنین پست گذاشتم

آقای نائینی میگه کی خطش خوبه رو سی دی بنویسه، احسان میگه خانم ......(من) :/

حاجی اینقد تعریف کرد اینقد تعریف کرد که اصن یه وضی

میگه خیاطی چی می‌دوزی

براش آسنین رگلانو توضیح دادم طوری که از پرسیدن سوال منصرف شد :)))

مدیر عامل اینجوری معرفیم کرد

دختر خوب و مودب و کاری

باز شب شد خواب من پرید

تا من باشم ظهرایی که خونم نخوابم

سر آزمونا که باهم تا کردیمو منگنه زدیمو میخ منگه و بستیم و بسته بندی کردیم

سر کار گروهیشو همکاری آدما

سر همه کارا تعطیل شدنو همه یه کار انجام دادن

چقدد بهشون چسبیده بود، دوس داشتن

به قول احسان سیستم شده بودیم

گفتم احسان ترکه؟

متعصبم هس

سایت کم‌کم داره به مرحله‌ای میرسه که هی می‌خوام برم نگاش کنم

سردمهههه

اییییییممممم

غرررررر

غرررررر

غرررررررررر

امروز کار خیلی خوب پیش رفت

خدایااا شکرت

صبونه هم خیلیی خوشمزه بود

پسر پشماااااااامممم!!!

فامیلشو تو محل کار عوض کرده به افغان بودنش شک نشه

نگفته بودن من عمراااا می‌فهمیدم!

دانشگا نرفتنشم به این موضوع ربط داره لابد

امروز آخرین جلسه فینگر بود، با بچه‌ها خدافظی کردم

چشام از خوااب دررررد میکنن و فک میکنم قرمزن

برم پروفایل واتس‌اپ احسانو ببینم

جلو آقای ستاری به احسان گفتم شمارتو بده برات سایتای لاراول ‌پی‌اچ‌پی بفرستم

همینجور با دهن باز مونده بود منو نگا می‌کرد (آقای ستاری)

آخ..........

امان ازون لحظه‌ای که اپتو از رو گوشی خودت آن‌اینستال می‌کنی...

واقعاااا لحظه تلخو عجیبیه

حبیب!

با شخصیت جدید خدمت می‌رسم
آقای عرب محمدی :)))))))))))))))؟))))))))))
پسر من هرچی بخوام از شخصیت ایشون بگم حق مطلب ادا نمیشه، اصن شهید میشه شخصیت
ایشون اعجوبه‌ییه که چن وق بود جای چنین شخصیتی تو اطرافم خالی بود که خداروشکر یکی پیدا شد

دیگه اسمش میاد یا دهنشو وا می‌کنه حرف بزنه من باید تماام عضلات صورت و شکممو به‌شدت نگه دارم حرکت اضافه نکنن آبروم بره

اصن نمی‌دونم از کدوم وجه شخصیتش شرو کنم، از اونجایی که من پای هر سیستمی باشم باید با اون سیستم کار داشته باشه و دثیقا از همون عکس بخواد، یا هر عکسی بخواد میاد میگه خانم صفی‌زاده «عکس کودکی که تفکر میکند» می‌خوام یا «کودک در مشاغل مختلف». یا از شارژر بگم که هرروز صبح شارژرمو می‌خواد گوشیشو شارژ کنه چون شارژرش خونه داداشش جا مونده. 
از سووژه بودنش برا بشتن میخ منگنه‌ها که انگشتاش داغون شدن و یه خودکار اختراع (!) کرد باش میخارو ببنده، یا سرعت بینهایت بالاش... 
یا اینکه همییییییششه با من کار داره!
به صدف میگم الان کار این چه ارتباطی با کار من داره آخه از من کمک می‌خواد همیشه

 

خوب حالا چرا من بش خندم میگیره؟! چوووون خودشو به خنگی نمیزنه واااااقعاااا خنگه! حقیقتا خنگه ادا نیست که یه کراپ ساده تو پینت نمی‌تونه انجام بده واقعاااا شخصیتا بلد نیس

سوژش می‌کنن چون واقعااا سوژس. واقعا یه‌عالمه بازو داره و از درد گرفتن ناخوناش جوری صجبت میکنه انگار یه دختر ۱۵سالس! 

یه تیکه گفتم اصن من شیفته شخصیت آقای محمدی شدم.

 

احساان

این قسمت: احسان

آقاا بیایین بخونین بازدید پستام زیاد شه تو این برهه خوشحالیمو به شما انتقال بدم انرژی بگیرین

 

امروز دومین روزی بود که کنار هم می‌شینیم خییلیی موقع کار حرف نمی‌زنیم. 

 

روز سوم کارمندی چنان خواب و خسته و له بودم که هیچی نتونستم بنویسم!

واقعا عجیبه یه سریا هم به کارمندیشون می‌رسن هم به شبکه اجتماعیشون :))

من اونجا که سرکار کلاا وقت نمی‌کنم سر بخارونم بعدشم بس که خستم حال ندارم سربخارونم

دیروز با احسان حرف می‌زدیم اندروید کار کرده چن تا اَپَک نوشته، گف پریروز از رو گوشیم پاک کردم یکیشو رو سیمولیتور بهم نشون داد از سایت newsAPI ، apiشو نوشته بود با  recyclerview نمایش میداد.
چن‌تا دیگه هم نوشته بود کوچیک کوچیک.
بعد گف می‌خواد php و laravel یاد بگیره.
حالا جالبیش اینجاس که الان چی‌کار می‌کنه؟ صبونه می‌خره، تایپ می‌کنه، پیرینت می‌گیره یکم کارای سخت‌افزاری دفترو انجام میده.. 
گفتم چرا مرتبط کار نمی‌کنی؟ یه پوزخندی زد و گف سوال خوبیه..... دیگه تا تهش رفتم چیزی نپرسیدم ازش.
می‌خوام بگم بعضا درون آدما یه چیزه بیرونشون یه چیز ۱۸۰درجه متفاوت دیگه..

 

 

نوشته شده ساعت ۸.۱۸ صبح تو مترو همین امروز

 

یه تیکه احسان زل زد تو چشام گف «نمیدونم چرا دخترا اینقد سمت برنامه‌نویسی میرن» من ماتم برد یهو! دقیقا با همون لحنی که یه پسر با دوستش درباره خانوما حرف میزنه با من حرف زد! اومدم گارد بگیرم چه وضه فکر کردن و حرف زدنه، بعد گفتم ولش کن از سادگیشه این حرفش.. ولی خیلی جملش برا من جالب بود

احسان داره با آهنگش بلند می‌خونه و ریتم گرفته و من ریدم تو خودم :/

امروزو سبز پررنگ می‌کنم

خدایااا خیلی خیلیی ممنون شکرت

هرکس به من سفارش کیف و لباس میده در وهله اول باید متقاعدش کنم بخره به‌صرفه‌تره تا منتظر من بمونه، بعد که راضی نشد وهله دوم باید متقاعدش کنم هزینشو آخر میگم نه الان. چون قطعا از وقتی که سفارش بده تا وقتی که من آمادش کنم اینقد طول می‌کشه که هزینه خریدش راحت دوبرابر شده

امروز ۱۲۰بار رفتم دسشویی