چراا نمی‌تونم باش حرف بزنم.............

 

دیدم نسبت به افزاایش سن ۱۵۰-۱۸۰ درجه عوض شده!!!!

 

نمی‌تونستم حتی به افزایش سن فک کنم، اصن تا ۳۰ بیشتر برنامه نریخته بودم. 

ولی الان با شنیدن اپیزود بازگشت از خارج رادیو مرز، با دیدن تدتاک

Robert Waldinger  

What makes a good life? Lessons from the longest study on happiness

با گوش دادن چن تا اپیزود دیگه رادیو مرز و فکر کردن خودم واقعاا برام بزرگ شدن و کسب تجربه و ۳۰و خورده ای سن داشتن جالب شده :))) احساس می‌کنم به تو یه فرصتی داده شده که بتونی از زندگیت لذت ببری، مثلا اگه تو ۲۲سالگی به چیزایی که می‌خواستی نرسیدی این فرصتو داری تو سن های بیشتر با تجربه های بیشتر و متفاوت تر بازم تلاش کنی تا بهش برسی..

پ.ن: اینم بگم مثه نظریه قبلیم که خیلی افراطی به افزایش سن نگا می‌کرد. اینم حتما دستخوش تغییرات میشه...

پ.ن۲: مثلا یکی از جذتبیتای دیگه سن همین پ.ن۱هه. تو فرصت اینو پیدا می‌کنی به یه قضیه از ۴ ۵تا زاویه دیگه هم نگا کنی

درنهایت هم مثه همیشه

خدایااااا کلیی شکرت، ممنون

دیشب تو خواب همش دعوا بود دعوای من با اشخاص ثانی‌ای

مگه اینکه تو خواب دعوا کنم :)

وعده سرمن‌خر

حوصلمان سر رف

دلمان ضعف رف

مرگ بر بادمجون

درود بر فسنجون

تاثیر شبکه اجتماعی به طور خاص توییتر در زندگی افراد

زندگی آدم‌هاا بعد از تموم شدن کارشناسی...

دارم وسوسه میشم ویرگول بسازم

به‌نظرم خیلی چیز هیجان‌انگیزو سرگرم‌کننده‌ای باشه. و اینکه فک کنم یه جایی جایگزین اینجا باشه.

البته هدفمند می‌سازم اگه بسازم.

ولی قبلش حتما باید تجربه توییتر رو بیام اینجا بنویسم، بعد اونو بسازم..

بعد از سلسله خوابای مردن آدم‌ها و بی‌خوابی براثر بیداری ذهن، ژانر جدید تقدیم می‌کند:

《کابوس‌هاای شبانه و روزانه》

تو خوااب شرایط بد پیش میاد، یا همش دلهره و اضطراب و اینا دارم، یا یه اتفاق بد میوفته شرو می‌کنم به گریه کردن، بعد گریم شدید میشه زار می‌زنمم تااا بیدار شم. معمولا تو خواب هم کسی کمک نمی‌کنه آروم شم، نمود خارجی هم ندارم کسی متوجه بشه بیاد بیدارم کنه، درنتیجه هی تو خوااب اذیت و اذیت‌تر میشم...

بعدشم که بیدار میشم اثرش میمونه باطبع. هم خستگیش هس هم آشفتگی بعدش

دیگه خلاصه خدا ژانر جدید رو به خیر بگذرونه

خدا از هر چیز و هر کس برای انسان بهتر است. از دنیا و مافیها برای انسان بهتر است پس چه بهتر که انسان با تشخیص دادن خیر بودن خدا بیشترین رغبت و تمایل را به پروردگار نشان بدهد و در مقایسه رغبت کمتری نسبت به دنیا و منافع زودگذر دنیا داشته باشد.

خاک تو سرت اگه به فرد دیگه‌ای جز من فکر می‌کنی

 

سلام

یهو یادم اومد فردا ۲۲مه، کاسه‌ای که دستم بود چنان به سوی زمین جهیدن گرفت که به هزار تکه تبدیل شد و تا ۶متر اونورترهم خرده شیشه پیدا میشد.

اصن امروز ۲۲م می‌بود، چیش به من؟! :(((

💠 همین انسانی که در بسیاری از عرصه ها با شور و نشاط و اشتیاق در حال دویدن و حرکت کردن است، همین انسانی که برای بسیاری از پیروزی های همین دنیای مادی، سر از پا نمی شناسد و با سرعت تمام حرکت می کند و گرد و خاک به راه می اندازد،
همین انسانی که در مسابقات جهانی یا کنکورها یا مسایل دیگر مادی و رقابت های اقتصادی، با سرعت پیش می رود و خواب غفلت چشم او را فرانمی گیرد، همین انسان نسبت به پروردگار خودش سست و بی رغبت است. 

اه چرا من دخترم آخه

چرا نمیمیرم من

کاش بمیرم من زودتر

همون موقه فک می کردم دارم کار درستی می کنم، ولی الان به نظرم تند رفتم و پشیمونم.

 

به فاصله 2 3 روز!!!!

چه بسا چيزي را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزي را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرِّ شما در آن است. و خدا مي‏داند، و شما نمي‏دانيد.

چه جور میشه وسط شادی و ذوق با یه جمله اشک آدم دربیااد؟

چه‌جور آدم تو یه سری موارد اینقد نقطه‌ضعف داره که بعد از این همه سال تو شرایط نسبتا خوب با یه جمله اینقد بتونه تحت تاثیر قرار بگیره؟ ..

لعنت به حسرتاای لعنتی که هیچ‌وق تموم نمیشن، که هیچی جبرانشون نمی‌کنه.. لعنت

.

.

 

دارم ۴ ۵ تا کار تمام وقت رو همزمان انجام میدم و از نواحی تحتانی و فوقانی به پارگی قابل قبولی دست یافتم.

فوقانیش هم بدین صورته که اینقد ذهنم مشغوله و از فکر کردن وای‌نمیسه شباا هم بیداره، نمی‌ذاره منم بخوابم.

کااش بشه همه رو تعطیل کرد تا آخر فروردین، تمرکزم فقط رو همین یکی بمونه، و درنهایت هم اون یکی جواب بده.

الان به‌زووور دارم پیش می‌برمشون که دست و پاشون نشکنه، ولی انصافا همشون رو مرز شکستگین

خداایاا یه عاالمه مرسی و شکرت، خدایاا کمک کن بشه و مرسی کلی

یه روشی ابداع کردم، فرزانه درمانی، بدین صورت که مثلا 30دیقه با فرزانه حرف می‌زنی. تا آخر رووز نیشت بسته نمیشه :)))))

تو چت هم میشه هااا، ولی جدا حرف زدن یه چیز دیگس :)))

هشدار: از دست دادن فک در این روش حتمی می باشد، دل درد نیز در بعضی موارد گزارش داده شده است.

وای خداا :)))))

تو وویس چقد صدای ما زیاده :)))))

قبلا صدام تو وویس بود احساسی نداشتم، یا نمی پسندیدم.

الان ولی نمی دونم چرا جذابه برام :))))))))

chera hey login miknm miam harf bezanam yadam mire

آقاااااااا

اصراری که به حضور من داره ستودنیه :))))))))))))))))

چراااا من نمی دونم چی کار کنمممم اوضاع تغییر کنه؟

 

 

بم گف کد اندرویدت رو بیار، اومدم فایلشو باز کردم یه نگا به کد انداختم. ریزه کاریاش یادم بیاد.. یکم شک کردم..

دارم به این فک می کنم تهش اینه می خواد برینه به کدم دیگه، تهشه اینه دیگه... این همه آدم بالاتاپایین ریدن بم، اینم به کدم. به همون ورم دیگه....

باباااااا چی می خواد بدتر از این بشه، بدتر از اینم داریم کلاا؟؟؟؟ 

سوت زنان تو افق کدمو نشون میدم بش.. تو جمع می خواد برینه بم؟!؟؟؟ کاش این کارو نکنه.. ولی من واقعا الان تو حالتی نیستم که از اتفاق بدتر بترسم، فقط امیدم، امیدمم که نهه... امیدوارم بد نشه.. چه phpش. چه چیز دیگه‌ای...

نیامدی و دیر شد

همین ...

رفتم دوچرخه سواری تو خیابون

آقا این تحقیق برا ازدواج هم چه چیز ناجوریه
از یکی درباره شخص ثالثی باید تحقیق کنم، سوالاش خیلیی شخصین، من جواب این چیزا رو دربارش بفهمم، خودم با پای خودم میرم تو افق، کار به جاهای بالاتری نمی کشه. 
حالا شما فک کن من واسطه چندم این قضیم. یه عالمه آدم اون وسط جواب همه این سوالا رو بفهمن!!
حریم خصوصی و زندگی شخصی هم عملا هیچ!

پسر!!! چقدد عجیب که!!

چرااااا؟؟ جداا برام سوااله چرااا؟! بابا تو گه دونی‌هایی که 16سال درس می خونیم چه غلظی می کنیم وااقعاا نمیدونم....

الان که از بیرون می‌بینم بیشتر متوجه عمق فاجعه می‌شم تا وقتی که تو ماجرا بودم، اصن حسم تو کلام نمی گنجه...

یه عالمه حیرت فراوان

آقاااااااااااااااا

مسابقات شریفو بگوووو ://////////

آقااااا چقد این جهادیه حیف شد مالیده شد، چرا پارسال 15تا آدم بوده و امسال شده 40و خورده ای؟؟؟؟؟!!!!!!

حتماا یه چیزی داشته که من نمی فهمم و خیرم توشه

من سپرده بودمش به خودت، و مرسی بابت همه چی. 

حالا برا شهریور اومدن امسال لحظه شماری می کنم، واسه اومدنش انگیزه دارمو کلی خیالباافی قشنگ:))))

ینی میشه سال دیگه عیدو من دوس داشته باشم؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!

یه ساعت و رب تمومش کردییم

100بار درحین کار گف "پشمام" :))))

خیلی دوس داشتم کاش همیشه تو ذهنم بمونه، با هشتگ اولین ها

تهش که تموم شد گف من دوس دارم از اینا بسازم بشینم پشت مانیتور فقط به آدما نگا کنم بخندم 

حس خوب کار تیمی :)))))))

می خوام رو حس خوب عضو تیم بودن مانور بیشتر بدم :))

حالم خوبه و مرسی خدایاا

با بغل دستی سمت راستم که پسر بود حرف می زدم، حساسیت همه برانگیخته میشد، هی بمون تذکر میدادن، درحالیکه با بغل دستی سمت چپم که دختر بود نصف کلاس داشتیم حرف می‌زدیم، یه دونه تذکرم نگرفتیم :))))

یه جا حدود 3 دیقه حرف زدیم با علی، روهم 3تا تذکر گرفتیم :))) پشمام ریخته بود، ولی اینکه هیچکدوممون توجه نکردیمو دوس داشتم.

چقد خووبه، کاملاا یه آدم ترم 2عیه که هنوز روش کامل باز نشده، بلد نیست چجوری زبون بریزه، به بهونه تشکر هم هی نمیاد بحث رو شروع کنه :))) سال دیگه این موقع همه اینا و 100تا چیز جدید یاد گرفته حالاا.

یاد شهااب افتادم :))))) فقط عکسای جدید پروفایلش که ریش و سبیلش تازه جوونه زده :)))))))) آخ، حیفیم خداوکیلی، بزرگ میشیمم، کاش بمونیم تو این سن هامون