فقط مشکلم اینه تا راهآهن و برگشت از راهآهن تا خونه رو نمیشه بدون چادر بود، و بار اضافی میشه. اگه مثلا با اسنپ برم و برگردم هم شاید بشه.
ولی میخوام ببینم تجربش چه شکلی میشه 🤔 به نظر خودم که بد نگذره :)
کلاا این همه آدم از دوران مهدکودک تا الان اتفاقی میبینم، ولی اینکه میلادو تو این مدت ندیدم بهنظرم خیلیی عجیبه!
پیاام بدم بش؟؟؟
بهونه برا حرف زدن که زیااده، اونم که خوش صحبته؛ الاان فقط میمونه من که نمیدونم پیام بدم یاا نه
ینی این همهه روز خداا، دقیقااا روزاایی که من تو اووج کارهاام و استرس هام هستم، دقیقااا همون روزا میاد باز این قضیه مسخره و مطرح می کنه!!
دارم فک می کنم شااید اگه اینقد اصرارش نبود من اینقد نسبت به قضیه آمپرم نمی رف بالاا، ولی چه کنییم کنیم.
اما پسر شدم که تو را آرزو کنم ....
چرااا دقیقا وقتی داشتم به این فک میکردم، هموون موقه این توییت زد!!!!!
خداایااا کمک کن خیلییی زیااد
یا ارشد تهران بخونم یا چنین حسرتی همیشه باهاام بمونه....
دانشگاهای تهران چشون بود که یه سال براشون صبر نکردم....
اون وق کارشناسیمو هیچوق ۸ترمه تموم نمیکردممم، اون وق فک کنم حدااقل ۱دونه دوس رو تو تهران داشتمم. اون وق بعد از تموم شدن کارشناسیم اینقد تنها نمیبودمم. یه پاتوقی وجود داش تو شهرم.. از همه مهمتر لعنتی تهراان بوودم.
کاااش وضعیت احمقانم تمووم شه زودتر، یاا ارشد تهران قبول شم، یا برم سرکاار یاا هردووش.
چقد من همیشه درحال حسرت خوردنمم
کاش عوض بشه اوضاا. کااش عوض بشه فکرم، کاااش اینطوری نبودم من..
مرسی که هستی بلاگفااا، همیشه بموون براام :))
غررررر
غررررر زیااااد :))
+ بی اعصاابی