نیمه شعباان انشالله میرم تو پشت صحنه انشالله 

شاایدم من بدموقه بیرون بودم
چقدد خوبه ک تو شعباانییم. همیین خودش کلی دلگرمی ب ادم مییده
باتشکر
Star
خدااایاااا باابت زندگی بعد از تموم شدن درسم کللی کمک کن.. باابت اینکهه شادتر یاا حفظ حالت فعلی بااشم. باابت اینکه بعد از ۱۶ سااال دیگه طبق ساعت و چارت درس نخوندن، یاا اینکهه هرچی خیرهه، هرجاا تو بخواای قبول شدن..
۳
هررووز تقویم یه کااغذ جدا داره، منااسبت ها جدا و ب تفکیک نوشته شدن. (مناسبت شمسی تو اولویت بعد میلادی و قمری) هرروزی ک هس یه تاریخچه یاا مبدا پیدایش یاا اطلاعات عمومی درمورد واقعه یا شخصیت یا هرچی میخونم. خیلیی حال میده بتونی درمورد مناسبت روزی ک توش هستی حداقل ۱ جمله بگی..
و اینکهه برمم کربلاا نااموساا دیگه....
بچه با پوشک سجده میره و بچه های ۱ ۲ سال بزرگتر از اون بهش میخندن
بسااط افطار پهنه
کلی آشناا همو میبینن و با چشمایی پر از ذوق و فارغ از همه ی دغدغه هاا میرن بغل هم
همهمه و خوشی و خوشحالی
کااش همیشه شعباان بود.. شب ولادت اماام حسین (ع)
ناکرده گنه، چنین مجازات شدیم؟
کشتیم خرد؛ دار زدیم دانش را،
دربند و اسیر صد خرافات شدیم!
#مولانا
اگر سفر نکنی
اگر کتاب نخوانی
اگر لباس رنگی نپوشی ...
#پابلو_نرودا
+شریف قبول شم. هرچی بخواین میدم
(رشته های شریف را از انتخاب رشته ی خود خط میزند)
کسخل شاخ و دم نداره ک :)
۲
تو وسط برفاایی، هرچی پایین تر میاای گلوله برفه بزرگتر میشه، اولش یخ میزنی و دهنتو براا جیغ زدن باز میکنی یکم بعد از جیغ زدن بدنت شروو میکنه ب سوختن. دیگه جیغ نمیزنی و بی حس میشی. دقیقاا این لحظه، این لحظه و ثبت میکنی و لذت بردن شروو میشه. لذت میبری از بی حسی. و ثبت میکنی این لحظه و.
از همهه دردناک ترش وقتیه ک مجبوری از اون گلوله بیاای بیرون. اونجا تاازه آغااز دردهااس. هوا میخوره بیشتر میسوزی. بی حسیت داره تموم میشه و بدنت شرو میکنه به لرزیدن از سرماا. طووری میشی ک لذت ۱ مین پیشت یاادت میره. حالاا از این لحظه تاا nروز بعد سختی و سرماخوردگی شرو میشه، بعد از چن هفته ک کاامل خوب شدی اون لذتِ میمینه و حسرت تکرار ی باار دیگش..
چراا هیشکی نمیاااد خوونه
بااز از این جمعه هاا ک تاا دیروقت تنهاامم و حرفاای همساایه هاا از هر کدووم از دیوارهاای خوونه
گفتن ندااره ک من عکس پروفایل عوض بشه، نمیبینم. میاان خودشون نشون میدن
مطمئنم هر اتفااقی بیوفته ینی چ قبول شم چ نشمم خیرم تو اون بوده و ناارااحت نمیشم
ب خااطر همین استرس نداارم موقع درس خوندن، ولی باااید بخوونمم :|
۱
این قسمت:
بعد از ارائه یاا اجرا یاا برنامه ای ک من بچه هاا و دوستاای جاهاای مختلفموو دعوت کرده بودم، با هم میرییم چیپس و پنیر و فلافل با هر خوراکی دیگه میگیریم و میریم پارک تو چمناا میشیینیم اولش یکم درباره اجرا من حرف میزنیم بعد از دغدعه هاامونو و پلن هاای ایندمون میگییم سلفی میگییرییم هواا رو ب تاریکی میره و تاریک میشه، ب چرت و پرت هاای نمک اکیپ میخندییم و هممون با رضاایت و لبی خنداان همدیگه و ترک میکنییم و میریم زندگی مستقل از همدیگه خوودموون. تاا ۲ رووز تو جو دیداارمونم و همیین
دلم غنج رف حالااشم..
وقتی همه چی رو خرااب کردم و هیچ راه دیگهه برام نمونده، باازم پشت من ظاهر میشه وحق و ب من مییده و تو جمع طرف منه :))
جشن نیمه شعبان احتمالاا برنامه مهسا اینا میرم. برنامه مامانو نرم
جمع جوون خانواادگی برییم بیروون
باا مریم و بچه هاای داانشگاا
بچه هاای مدرسه و احتمالاا تولد زهراا
مرضیه، مینا و ملیکا هم بوودن ک بهتر
باا این برناامه واااقعاا استقباال ماه رمضون میرم، ک یکم خونه هم منو ببینهه
برم خریید احتمالاا براا صندل و کفش تابستاانی مانتو مجلسی تابستاانی
موزه مقدم هم مییشه رف..
همزماان ک دااشتم نگااش میکردم احساان اینوو خوند :))
ب نظرمم تا الاان نفهمیده بااشه، ولی خییلیی بعییده الاان ب بعد شک نکنه..
گفتم توییت گذاشتم اصن ابنستا یادم نبود پست بزارم!
لعنتیااا چ دغدغه هاایی داارنااا
چرااا من خوودموو پیداا نمیکنمم؟!! نمیفهمم اصن..
داارم ب این میرسمم خیللیی عقب افتاادم سنمم داره زیااد میشه هی. منمم هیچی نمیشم هی...
پووفف
خداایااا شکرت
آن هاا کجاا و من کجااا..
چی میشه یکی ب اوونجا میرسه، یکیی مثهه من میشهه
بابای رزهرا درخشان تصادف کرده فوت کرد
عقدن زهراا ایناا
رمزنگرانی ک دهنم صااف کرده جلو هم نمیره
درس ک میخونم نمیفهمم
-__-
گفتم بشون
ی ذره اعتقاد دارن سعادمندی تو درس و مدرکه، و مشتاق ب ادامه دادن..
گفتم بشون حالاا
انشالله ک خیره
هرچی خداا بخوااد
خدایااا به امید تو
تاافل
دقیقاا همون شد :)
تجربه ثابت کرده است نوشتن روزانه، استرس و هیجان را کم میکند، سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند و حال شما بهتر می شود.
گفتم بیاام بنویسم مگر کمی از چرتی امروز بکااهد
چقد چرتی آخهه، خداا کمت کنه، مردم توت اصن، هی افکار منفی توسعه پیدا کرد، الااان تو خلسه ای ام ک نه آینده ی خوبی توشه، نه از شرایط فعلی راضیه. فقط داره میگذره ک بگذره -__-
تمووم شوو بروو ۱۰۰۰ تا کاار و آرزوو داارم. برووو قوز بالاا قووز نمیخوام. مرسی.
خداایااا دستموو ول نکن، محکمتر منو بکشون سمت خوودت
یاا حضرت عبااس، من ۱۰۰تاا ( یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربی بحق اخیک الحسین )). (( ای برطرف کننده غم و اندوه از روی حسین بحق برادرت حسین ، اندوه و مشکل من را برطرف کن ))
شفااعت کن براا عاقبت بخیری و نتیجه کنکور و هرچی خیره پیش بیااد انشالله
یه چیزی بشه زود یادش بره
کلاا یاادش بره
انشالله
کلی وقت و همونقدر نتیجه نگرفتن :/