میکوشم غم هایم را غرق کنم اما بی شرف ها تازگی شنا کردن اموخته اند!

چقد خنده ای که تظاهر میکنه، تو از شرایط راضی هستی، سخته! چقد فهموندن به ادما که با بودن باشون، حال نمیکنی‌ سختره! و اینکه چقد سخته که با ادمایی که دوست نداری، ارتباط داشته باشی..

یه سال گذش!!

هیییچی عوض نشده، فقط عادت کردم. همییییییییین!

و این فاجعه ای بود ک ازش میترسیدم، میترسیدم شرایط عوض نشه و من عادت کنم.

میترسم حرف اذین شه ینی 3 سال دیگه بگذره و ما همچنان همین باشیم که الانیم. فقط 4 سال بزرگ شدیم،  با هیچ پیشرفتی

از خوابگاه میام بیرون میریم کلاس ساعت 5 6 برمیگردیم خوابگا شام میخوریم غر میزنیم. از شرایطمون ناراضیم و.. میخوابیم و فردا صب روز جدید! و روز از نو روزی از نو!