دیشب خواب همه تون رو دیدم. اومده بودین محل کار فعلیم. از وضعیت اونجاتون راضی نبودین و میخواستین برگردین. دونه دونه جلو میومدین و از ایران بودن همتون تعجب کردم.

تو روزمرم نیستیناا ولی نمیدونم چرا هنوز تو خوابام هستین. کاش میتونستم کامل فراموشتون کنم. چون هروقت یادم میاین فقط بغض و غم میاد سراغم، همین. احتمالا و حسرت...